جعفر شهرى باف

66

طهران قديم ( فارسى )

مختصرى و بىسر و صدائى برگزار نميكنند ) ، آنها نيز به صورتى سر و تهشان ، كه لازم نيست اينهمه با عروس بند انداخته ، يا حمام بروند و وسط گرفتن بهم آمده وارد كاغذ ميگرديد و كاغذ بوسيله يكنفر سواددار محرم به زنانه برده شده براى آنها خوانده ميشد ، كه در اينجا بود كه دو مرتبه از طرف زنها قال و قيل و سر و صدا شده ، از هر گوشه و كنار نغمهء مخالفى برخاسته ، عروسان كه كمى آنها را چانه زده ، دامادان كه زيادى آنها را كه ( پس داماد و كس و كارش هرچه دارند ، روى اين عروس بگذارند ) و زير لبى كه ( مگر دختر كى هست و كس و كارش كىاند ! كه اينهمه توقع ، تمنّا ميكنن ) و ميانه‌گيرى بزرگترها و خاله ، خانم بزرگ‌ها كه هر حرف و طعنه و نيش زبان را جورى رفع و رجوع بكنند و يا بزرگى و ترشيدگى خود دختر حرفها را كوتاه كرده ، ايراد اشكال‌ها زبان قوم و خويش‌ها را كوتاه كرده ، غرغركنان سكوت بكنند ، اما در هر صورت اين حرفهائى بود كه كم و زياد از طرف زنانه و كس و كار دو طرف به گوش ميرسيد مثل اينكه : مهرش را كه نصف ، همان را هم كه نصفش رسيد بنويسند ! طلا ، جواهرش هم كه مگر عروس طلا جواهر نديده مىباشد ! شيربهايش را كه ده من شير ميخرند ميفرستند ! پول حمام و بندش هم كه ميخواهند درستش كنند پيش پسر خودشان بفرستند از سر و تهش ميزنند ! مگر دخترمان را از سر راه پيدا كرده‌ايم ؟ ! و كم‌كم كه صداها بلند و كلفت شده : كسى كه دختر خوب ميخواد بايد پول خوب‌ام خرج بكند . گوهر ميخوان ، غلطون ميخوان ، ارزون ميخوان ! اول بايد حساب جيبشونو ميكردن دوم در خونه مردومو ميزدن . اولش كه اينه واى به آخرش ! لابد دختر بايد نخود لوبياى تو ديزىشو هم ببره تحويلشان بده ! نه جونم ! دخترمون اول خواستگار دنبال اومدنشه . نه واسه پدر مادرش زيادى كرده ، نه زير بغلش ترش شده . و اينها هم حرفهائى بود كه طايفهء دامادان ميزدند . پاشيم بريم ، اينقد نيگرش دارن تا ترشيش بندازن ! چيزى كه فراوونه دختر .