جعفر شهرى باف
67
طهران قديم ( فارسى )
سرشو پيدا كن كلا فراوونه . در هر خونه رو بزنى ده تاش سرشونو بيرون ميكنن . يا اگر لحنها تندتر شده بود ، تو سر سگ بزنى دختر ميرينه . چيزى كه تو كوچه ريخته دختره ، مردشو پيدا كن . نيگرش دارن ، لاپاش بادمجون ترشى بندازن . بايد يه نون ميخوردن صد تا نون خير ميكردن كه يه همچى كسائى در خونهشونو زده . مگه كى هستن كه اينهمه افاده ميكنن ؟ ! ما خيال كرديم اومديم دختر بگيريم نميدونستيم اومديم دختر بخريم . لابد دخترشون رخت و اروسى نديده كه حرف ده دست ، ده جفت ميزنن . صد تا دخترشونو نذرى ميدادن ، و از اين قبيل مطالب كه يا در هر صورت به اصلاح آمده ، مردها يك تشر به عروسان و يك تشر به دامادان زده سر جايشان مينشانيدند ، يا حرف آنها هم پيشرفت نكرده ، زور زنها به مردها چربيده كاغذ را پس فرستاده ، بدون دست زدن به ميوه و شيرينى و شام جلسه را بهم زده مجلس را ترك ميكردند و در هر صورت مقدمهى كينه و عداوتى ميان دو طرف ميشد كه ريشهاش از همين مجلس در آب مينشست و دشمنىها و اختلافهاى ميان عروس و مادر شوهر و عروس و قوم شوهر و گوشه كنايهها و نفرت ، دلچركينىهاى ميان دو طرف و سركوفت سرزنشهاى از قوم شوهر به عروس و عروسان كه از همين جلسه پيدا شده تا آخر عمر باقى مانده قوت ميگرفت . خريد و جهاز پس اگر بلهبران به خير و خوشى گذشته به خوبى و موافقت و بگو و بخند انجام يافته مبارك باد گفته شده بود نوبت به روز خريد و بازار ميرسيد كه در همين جلسه مشخص شده اشخاص آن معلوم ميگرديد و معمولا خواهرشوهر و جارى و عمهء شوهر و خاله شوهر از طرف دامادان و به همين صورت از طرف عروسان بعلاوهء يكى دو مرد براى خريد انتخاب ميشدند و مادرهاى هيچيك از دو طرف يعنى نه مادر شوهر و نه مادر عروس نبايد دخالت داشته باشند كه سبك بود و از