جعفر شهرى باف
57
طهران قديم ( فارسى )
قضيه هم ميآمد ، مگر خود خواستگارها پرروئى كرده ، چيزهاى ديگرى از قبيل شربت و قليان و مثل آنكه آن را هم باز براى سر و سر درآوردن از وضع آنها بود طلب ميكردند بخواهند ، مگر خواستگارهاى خويش و آشنا كه جنبهء خويشى و آشنائيشان بر جنبهء خواستگارى چربيده عدم پذيرائيشان صورت مخالف به خود ميگرفت . پس از ملاحظات اوليه دربارهء عروس و خانوادهء عروس و پسند و ناپسند آنها « اگر عروسان بيگانه و ناآشنا بودند » اين مسائل مطمح نظر قرار ميگرفت كه آيا آمدن آنها را مسبوق به سابقه بوده ، آب و جاروى حياط و در كوچه را به همين ملاحظه كرده ، يا از عادت و نظافت تربيتى و از جمله كارهاى معموليشان بوده . از ديدن آنها مشعوف شده ، يا شوق چندانى اظهار نداشته ، دلنشينشان بوده ، نبودهاند . فرش و اثاث و زندگى متعلق به خودشان بوده ، جا افتاده و هر چيز به جاى خود ، يا عاريه و بخاطر آنها تهيه شده و وصلهى ناهمرنگ ميباشند . ديگر زبان چرب و نرم و رفتار ( چاچولباز ) داشته ، يا طبيعى و بىشيله پيله و ساده و بىآلايش و بىتفاوت بوده ، بىدغلى حرامزادگى ميباشند ، و در آخر دختر را به حمام فرستاده ، نفرستاده ، ته سرخابى به لب و لپش ماليده ، درست و راستيش كرده ، يا همچنان ساده و بىپيرايه و سنگين و معمولى واردش كردهاند . و باز در صورت دوم كه بدون هيچ واسطه و سابقه رفته باشند ، آيا خانه و زندگيشان تميز و مرتب و هر چيز بجاى خود و آراسته ، پيراسته بوده ، يا كثيف و بهم ريخته و مثلا طشت و رخت چرك ، كنار هشتى و كماجدان سر طاقچه و چرك و ( چقر ) و بدلباس و شوريده و بچههايشان سر و پابرهنه و در خانهشان باز و بىدر و دربندان مثال غربتىها و كاروانسرا ، هركه خواهى گو بيا و هركه خواهى گو برو ، پرسروصدا و ( غشه رشه ) يا در و دربندان و چفت و كلون و ساكت و آرام و با بچهبارهاى مرتب و باتربيت و خجالتى و تميز و نظيف ميباشند . در بقيه ملاحظات آنكه با رسيدن آنها دست و پاى خود را گم كرده