جعفر شهرى باف
42
طهران قديم ( فارسى )
و كمموئى و پرموئى تناسب و عدم تناسب اندام و ديگر حسن و عيبهاى او به نظر ميآمد و همچنين شرم و حيا و عفت و سنگينى و تربيت و نظم و مراقبت او از آمدن و رفتن و استتار و حفاظت و نشستوبرخاست و عدم آنها آشكار ميگرديد . از همان ورود دختر به حمام و باز و بسته كردن بغچه حمام و لنگ بستن ، نبستن و اعمال و رفتارش در آن بود كه معلوم ميشد به زير دست مادر و مربى و بزرگترى نجيب و پاكيزه و خانهدار و منظم و مرتب تربيت يافته و از بىبند و بارى و بىاعتنائى به ستر و پوشش عورات و شوريدگى اسباب حمام و كار حمام او بود كه شلختگى و بىخانوادگى و بىملاحظگى و سستى و عدم عفاف و نازنى و بسا مسائل ديگر او مكشوف مىافتاد ، و ديگر دلاك و حمامى بود كه ميتوانست از سر و سوت مشتريان خود اطلاع داشته از رمز و رموز دختران و سر و سرّ آنها با اين و آن و سنگين آمدن و رفتن ، يا بغچه به دست زن استاد سپردن و به هواى رفتن حمام سراغ كار خود و ( ددر ) و اين طرف آن طرف رفتن و مانند آن بشناسد و در آخر دلاك بود كه در مدت كيسهكشى ميتوانست از مشترى زيرپاكشى كرده ، از مكنوناتش مطلع گشته ، بعنوان كمك كردن و همدردى از اسرار رفيقدارى ، ندارى ، خوبى ، بدى ، نجيبى ، نانجيبىاش اطلاع حاصل نمايد . بعد از آن روضه و روضهخانه و تعزيه و امثال آن بود كه خواستگار ميتوانست از آن دختر موردنظر را بدست آورده ، ميان دختران نجيب و سنگين و جلف و سبكسر را از هم تميز بگذارد ، بدين صورت كه آيا دختر در مجلس سنگين و محترم نشسته ، حواسش به خود و روضه و كيفيت آن بوده ، جم و جوش بى خود نداشته ، غيههاى بيهوده نكشيده ، صدا به شيون و زارى قوى بلند نكرده ، يا هر دم مثل آنكه ساس به تنش رفته به خود جنبيده ، به دستآويز دل سوختگى ، گريه و غش و ضعف بيهوده كرده ، مرتب سينه و صورت گشوده ، خود را به اطرافيان و