جعفر شهرى باف

41

طهران قديم ( فارسى )

وطيره كه چه وصلت‌هاى ناهمرنگى كه از جهت همين استتار و عدم دخالت دختر و پسر بر سرنوشت خود بميان آمده ، چه طفلكان معصوم نه ده ساله دخترى كه توسط دلاله‌ها به دام ديو و دد و خرس و غول‌هاى آنچنانى افتاده ، چه جوانان و نوجوانان بيست و چهار پنج ، تا هجده و هفده و كمتر و زيادترى كه نديده ، نشناخته ، تنها به صرف تعريف و توصيف آشنا و دلاله‌اى به دام ترشيده‌هاى دو برابر سن خود عجوزه‌هاى سفيد موى قد خميده درآمده فنا فى اللّه ميشدند ! اماكن يافت و شناخت دختر در اين صورت ترتيب يافتن دختر جهت وصلت‌هاى طبيعى كه ميان دو پسر و دختر متناسب واقع ميشد آن بود كه اولا دختر را حتى الامكان از ميان بستگان و خويشان و آشنايان ، از جهت شناخت اخلاق و صفات و روحيات انتخاب نمايند ، چه از جمله عقايد بود كه ( وصلت با خودى ، معامله با بيگانه ) بايد باشد و در غير اين صورت و عدم وجود دختر واجد الشرايط از ميان اين دسته بود كه متوسل به بيگانه و دلاله و واسطه شده ، راه‌هاى ديگر در پيش ميگرفتند كه از آن جمله بود مجالس جشن و مهمانى و سفره و روضه و مسجد و حمام و زيارتگاه كه از آنها دختر بدست ميآمد و بهتر از همه حمام و دلاك كه از نيكوترينش ميآمد . از اينجهت حمام و دلاك از بهترين نقاط و كاملترين واسطه ميآمد كه اولا دختر را تنها در حمام بود كه امكان ملاحظه و مشاهده تام و تمام اندام و عيان و نهان وى ميداد و محاسن و معايب او معلوم ميگرديد و حمامى و دلاك بود كه از احوال و اخلاق و چگونگى و نجابت و عدم نجابت دختر و كس و كار او واقف بود و ميتوانست رائى طريق خواستگاران بوده باشد . تنها در اين مكان يعنى حمام بود كه عيوب ظاهرى دختر مانند كچلى و سوختگى و كمان‌پائى « 1 » و چاقى و لاغرى و شلى و سفتى و كمرپهنى و باريكى

--> ( 1 ) . فاصله داشتن يا فاصله پيدا شدن ميان زانوان .