جعفر شهرى باف
22
طهران قديم ( فارسى )
و تيزشان كرده ، عمامه از تاپاله گاو گذارده سر و برشان به نجاست آلوده ، گردنبند ، انگشترى ، تسبيح از پشكل برايشان ساخته ، جاروئى ملوث به يكدستشان و چوب خلا همزنى بدست ديگرشان داده بغل در خلا و كنار چاهكشان « 12 » واميداشتند و همراه طشت و لگن و دايره و دنبك زدن جلوشان شعر خوانده ، رقصيده كون ميجنباندند . مجالس همه روزهاى از اول ربيع الاول تا روز دهم كه روز آخر بود و آنگاه در عصر اين روز كنار سفرهاى كه از طرف صاحبخانه به اين مناسبت گشوده شده انواع خوراكىهاى نامطبوع سابق الذكر در آن نهاده شده بود نشسته تخمه شكسته ، دهانها را بدبو كرده حاجات خويش را از فاطمه زهرا ، كه در اين حاجتخواهىها كار به اشك و لابه و سوز و گداز ميرسيد خواسته ، هريك سيصد و هفتاد مرتبه بتعداد عدد ابجدى « 13 » كه به آنها تعليم شده بود لعنت به نام خصم فرستاده ، شادان و خندان چنان كه گوئى مطالب خود را زياده از انتظار دريافت كردهاند ، سفره را ترك كرده همچنان رقصان و شعرخوانان و دنبكزنان خود را به شكلكهاى خويش رسانيده نفت بر سرشان ريخته آتش ميزدند . اگر مجالس مردانه ، با خصوصياتى مانند نمايشات و مكالمات خندهآور و مخاطبين آنها همراه بود كه غالبا از حد جسارت ميگذشت و بناهنجارى ميكشيد ، در مجالس زنان در جهت لطف و ملاحت آنها اين مسائل تعديل يافته
--> ( 12 ) . چاهك ، در كف حياط محل نزديك مستراح كه تغار مانند جائى براى آب رخت و بچه سر پا گرفتن ساخته كه مجرا بچاه داشت يا بر سر خود چاه درست شده بود ، چاهكهاى ساخته از سفال و سنگ نيز بود كه نظيفتر و پاكيزهتر ميآمد . غالبا رختشوئى زنان كنار چاهك كه آب طشت را در آن رها كنند انجام ميگرفت و بچهها را جهت ادرار بر سر آن مينشانيدند . ( 13 ) . عدد ابجد اعدادى بود كه براى حروف معلوم شده بود مثل جعفر كه ج 3 و ع 70 و ف 80 و ر 900 تعيين گشته بود .