جعفر شهرى باف
17
طهران قديم ( فارسى )
پنج روز و روز بروز ، يكى بانى شده دنبال ميگرفت ، تا آنجا كه در بعضى خانهها تا سه دهه كه تا آخر ربيع الاول بود ، همه روزه كه از بعد از ظهر تا غروب بود و همه شبه از بعد از شام كه غذاى شب خود خورده حاضر ميشدند تا نيمه به صورت زير ادامه ميگرفت : اين مجالس بدين صورت تشكيل ميشد كه كثيفترين و بدترين فرشها را كه غالب آن بور يا پاره بود در اطاق گسترده ، در و ديوار آن را با كثافات آلوده تاپاله چسبانده ، اثاث البيتى از كاسه شكسته ، كوزه شكسته ، چراغ شكسته و آنچه از حيّز انتفاع افتاده بود ، امثال آفتابه حلبى شكسته كه بجاى سماور ميگذاشتند و آفتابهى طهارت بچه كه عوض قورى روى آن مينهادند و پيالههاى سفالين بدرنگى كه بجاى استكان و بشقاب گلى لبپريدههائى كه عوض نعلبكى آن و لولئين آغشته به نجاست مستراح را كه بجاى چراغ و از پارچهء كهنهء شلوار برايش فتيله ساخته ، نفت ريخته روشن ميكردند و از پالان الاغ منبر ساخته بالاى اطاق مينهادند و به اين صورت تشكيل مجلس ميدادند ! همچنين بجاى تنقلات مجلس سينىهاى تخمه هندوانه و تخمه خربزه كه بايد شكسته شود ، به اين توهين كه در آن روزها تخمه شكستن در عزاها و سوگوارىها بزرگترين اهانت به ميّت بشمار ميآمد چنانچه يهوديان در روز قتل حسين انجام ميدادند ؛ و سينى مجموعههاى چسفيل ( ذرت بو داده ) كه هريك را با اسم و نام متعارفش چسفيل گفته به يكديگر تعارف كرده ، حوالهء ريش و سبيل مخالفين ميدادند و بشقابهاى سنجد كه بنام ( هم كشك ) خوانده ميشد خورده تعريف ، توصيف خواص او ميكردند ، و دم كردههاى چوب پنبه و جوشاندهى مورچه كه به مجلسيان نوشانيده « با خاصيت توليد باد و گاز كردن در معده » خورندگان را وادار به دفع باد و صدا نموده هواى اطاق متعفن ميساختند ! به اين كيفيت مجلس مهيا شده آمادهء ورود روضهخوان و ذكر مصيبت ! ميگرديد كه روضهخوان آن نيز به اين قيافه بود كه ذاكر و مداح و روضهخوان وقيح