جعفر شهرى باف
16
طهران قديم ( فارسى )
بسته شده ، خر و يابو بر آنها جهانيده ، چه اعمال و رفتار كه با نواميس و اطفال صغيرشان نموده ، چه زيادشان را كه دست و پا بريده رها ساخته طعمهء وحوش و پرندگان بيابان ساخته ، چه تنورها كه از كلههايشان ساخته در آنها آتش افروخته ، چه خورجينهاى پستان بريده و چشمهاى از حدقه بيرون كشيده و گوش و بينى و زهار و آلتينهاى بريده كه جهت هديه براى سرانشان برده ، چه اعمال انتقامكشىها و غضب نشانىها كه شرحش خون از حركت باز ميدارد و از جمله شقهها و چهارپارههاى بدنهايشان كه به درختهاى كنار جاده آويزان شده بود هنوز و پس از گذشت چند سال از حكومت قاجاريه اسكلت و استخوانهاى آويخته ماندهشان جلب نظر مينمود . اينها بود نمونههائى در مشتى از خروار و مقدارى از انبار رفتار عدهاى از سنيان با شيعيان در راه و بيراه و جادهها و گردنهها و حتى در صورت توان در شهرهاى شيعهنشين ، و اعمالى از شيعيان در مقابل آنها بسان مشتى در برابر سندان و خارى در مقابل سنان ، تنها قناعت به فحش و مسخرگى مانند دشنام و لعن و طعن به سرانشان كه در همين دههء اول ربيع الاول انجام ميدادند . از اين جهت شركت در جشنهاى اين دهه براى اكثريت بدانگونه واجب بود كه وجوب نماز براى نمازخوان و ثوابى در رديف جهاد اكبر كه اقدام بدان از جملهء واجبات شناخته شده بود و در جهت نذور ، نذرى مانند پخش آش و شله و پلو و تيغ زدن و قمه زدن و جشن و اعمالى كه هر خواهش از او برآورده و هر حاجت بوسيله آن روا گرديده سبب نجات از آتش جهنّم و غضب خدا ميگرديد . غير از مردمى كه خود رأسا جشن و عيد و نمايش ميگرفتند ، عدهاى هم مانند خيرخواهان گردآورى اعانات براى كار خير و آنان كه پول براى عزل حسين جمع ميكردند بجمعآورى پول و تعهد براى خرج جشن ميپرداختند . و باز همچنانكه عزاى حسين ده روز ، ده روز بود كه هركه هر دهه و روز و مدت آن را يكى بانى شده اقدام مينمود . اين جشنها نيز به همين قرار كه دهه دهه و پنج روز