جعفر شهرى باف

14

طهران قديم ( فارسى )

على در دل ايرانيان دانشپژوه اهل تميز به قوت‌تر از ساير نقاط برآمد و همين قوت علاقه و محبت به وى هم بود كه مخالفت و عداوت طرف مقابل را شديدتر گردانيد . با اين مقدمه عده‌اى از اهل سنت يافت نميشدند كه در حد توانائى خود از ايذاء و آزار شيعه خوددارى داشته و همچنين پاره‌اى از شيعه نبودند كه افراد اين فرقه را مورد نفرت قرار نداده ، از لعن و طعن خلفاى ثلاثه ( ابو بكر و عمر و عثمان ) پرهيز داشته لعنت بر آنان را كه غاصب حقوق جانشين حقيقى پيغمبر ميدانستند از زمره ثوابهاى عميم و اجور دو دنيا به حساب نياورد . اگرچه جهات اصلى اين اختلاف از جانب مبلغين مذهبى دو طرف به عمل ميآمد كه طرفين را بر عليه يكديگر برميانگيختند و دست سياست و دخالت اجنبى آن را تقويت مينمود ، ولى هرچه بود بدخواهى و خصومتى بود كه هر روز رو بتقويت رفته ساعت بساعت بر آن ميافزود و هريك در مقابل هم قد كينه‌توزى علم كرده ، عقده و كينه‌ى هم در دل ميگرفتند كه منجر بمفسده‌ها و جنگ و جدال ، خسارت ، خونريزىهاى جبران‌ناپذير ميگرديد ، كه اكثرا هم بزيان اهل تشيّع ميآمد . اگر شيعيان از قلت جمعيت و كوتاه‌دستى ، سنّى را منفور داشته از معاملات با آنان سر باز زده ، قناعت به لعن و طعن و دشنام و ناسزا و تظاهر و نمايش و شادى و سرور ميكردند ، در عوض سنيان كه غالبا در ايران از ميان تركمانان و اكراد برميخاستند ، با ضرب شمشير و زهر تيغ و برش خنجر با ايشان مقابله

--> انتظار ايستادن چه معنى ميتواند داشته باشد ؟ كه براى مردمى كه با آمدن حاكم و حتى مأمور حاكمى تنها بايد ساعتها به استقبال ايستاده متحمل ضررهاى مالى و ناراحتى شده ، سرما و گرما را تحمل نمايند و جز اين نميدانستند و اكنون پادشاهى به اين عظمت خود و مركبش آمده ، حتى غلامش شانه به شانه او حركت مىكند و بر او نيز از خود امتيازى قائل نميشود و اين امور را منسوخ مىكند عجيب و فوق العاده ميآمد .