جعفر شهرى باف
125
طهران قديم ( فارسى )
و خصوصى امثال سفرههاى طالارى چرمى « 107 » ، روسفرهاى « 108 » ، سفرهء نان ، آفتابه - لگن « 109 » ، حولههاى دست خشككنى « 110 » ، قوطى خلال دندان . ديگر طبقهاى اسباب اطاق امثال : پردههاى كركر يا مخمل يا تور يا چلوار كه به اندازهء اطاق داماد قد گرفته دوخته شده بود . ديواركوبهاى متعدد براى چهار طرف اطاق و وسط جرزها ، از قاليچههاى كوچك عكسدار و دورنما ، قاب عكسهاى مناسب ، جالباسى ديوارى و پايهدار شاخى و قلابى و خراطى و در جهازهاى متجددمآب ، تخت خواب منبّت يا فنر و پاتختى و در اين صورت مبلهاى منبت « باب روز » كه هر تكهء آن در طبقى و يا اشياء بزرگ آن مثل تخت خواب بر سر دو طبقكش قرار ميگرفت . قفسه ( كمد ) ميز عصرانهخورى ، ( ميزهاى گرد سهپايه ) ، صندلى ، پيشبخارى ، زيرلباسى ، رولباسى « پارچهاى سوزنزنى و خامهدوزى و بردلى دوزىشده كه معمولا عروسهاى هنر آموخته خود
--> ( 107 ) . سفرهاى بلند عريض ، بعضى تا چند ذرع قد براى مهمانىهاى بزرگ كه كف طالار گسترده روى آن را سفيد ، كه روسفرهاىاش ميگفتند ميكشيدند . ( 108 ) . ذكرش بنام روسفرهاى گذشت . ( 109 ) . لگنى به شكل كلاه سيلندر با درى مشبك براى حفرهء لگن كه آفتابه را روى آن ميگذاشتند با آفتابهاى لوله دراز گردن دراز از فلزات مختلف مانند مس و ورشو و برنج و طلا و نقره كه قبل و بعد از غذا پيشخدمت آن را دور اطاق جلو مهمانها گرفته لگن را جلوشان به زمين گذارده با آفتابهء آن آب بدستشان ميريخت و آنان سر انگشتان را با آن شسته با حوله خشك كرده سر سفره ميرفتند و بعد از غذا نيز به همچنين كه چربى غذا را با آن از دست و دهان ميشستند ، از آنجا كه غذا با دست خورده ميشد و سنت بود كه تا ته ظرف را انگشت كرده انگشتان را بليسند و لازمهء شستن مينمود . ( 110 ) . حولههاى بلندى كه چون پيشخدمت بسر شانه ميانداخت تا پائين زانويش ميرسيد و اين از آنجهت بود كه چون مهمان دست و دهان ميشست بتواند به حوله دسترسى داشته آن را به سهولت بدست آورده ، به جلوى دهان ببرد .