جعفر شهرى باف

124

طهران قديم ( فارسى )

ديگر طبق‌هاى بلور اسباب پاى سفره مانند تنگ‌هاى بزرگ و كوچك دوغ و شربت ، ليوان‌هاى شربت‌خورى « 100 » ، آجيل‌خورى « 101 » ، شيرينىخورى « 102 » ، ميوه‌خورى « 103 » . . . ديگر طبق‌هاى مس « اسباب آشپزخانه » ديگ‌هاى بزرگ و كوچك ، كماجدان ، ماهيتابه ، بشقاب ، باديه ، دورى ، ظروف ( كعب ) « 104 » دار ، توگود ، مجمعه ، سينىهاى مختلف ، گرد و مستطيل بزرگ و كوچك ، هاون زعفران‌سابى ، پياله ، قاشق ، كفگير ، ملاقه ، روغن داغ‌كن ( ماهيتابهء كوچك ) آب‌گردان ، هاون برنجى ( گوشت كوبى ) ، در ديگ ، دم‌كنى ، انبر ، سه‌پايه ، آتش‌گردان ، دودكش « 105 » ، تنوره « 106 » ، منقل كباب ، منقل كرسى ، منقل اسفند و « در جهازهاى كامل » منقل وافور ، سيخ كباب ، قوطىهاى محتوى نمك فلفل ، سبزى خشك ، آرد ، زيره ، سماق ، دارچين ، فلفل زردچوبه ، نمك ، ادويه ، ديزى ، گوشت‌كوب ، قابلمه ، قاشق‌هاى بزرگ و كوچك چوبى آش هم‌زنى و آش‌خورى و در جهازهاى جاسنگين متجددمآب قاشق‌هاى فلزى غذاخورى ، الك ، غربال خرده برنج‌گيرى ، رنده ، كارد ، چاقو ، ساطور ، تخته ساطور . . . بعد از آن طبق‌هاى اسباب سفره مانند : سفره‌هاى بزرگ و كوچك مهمانى

--> ( 100 ) . ليوانهائى مارپيچ پايه‌دار با بشقابى براى زير ، در الوان مختلف . ( 101 ) . ظروفى پياله‌مانند از جنس شربت‌خورى مارپيچ و پايه‌دار الوان . ( 102 ) . ظروفى بزرگ . به شكل بشقاب از جنس بلور الوان لب كنگره و مار پيچ الوان پايه‌دار . ( 103 ) . ظرفى به شكل شيرينىخورى اما بزرگ به اندازه دورى يا بشقاب بزرگ . ( 104 ) . پايه‌دار . ته باديه بشقاب‌ها را براى دوام زيادتر تسمه‌اى از سر خود آنها از مس ميدادند . ( 105 ) . لولهء استوانه‌اى براى سر سماور تا زودتر و بهتر مشتعل شود . ( 106 ) . لولهء استوانهء بلندترى بضخامت لوله بخارى جهت آتش گيراندن كه منقل را آتش كرده تنوره را بر سر آن به ديوار تكيه داده در اندك زمان آتش را گيرانده صداى خرخر شعله‌اش را بلند مينمود .