جعفر شهرى باف
123
طهران قديم ( فارسى )
كم و زياد و ندارى ، دارائى عروس طبق يا طبقهاى آبدارخانه مانند : شربتخورى ، شيرينىخورى ، ميوهخورى ، تنگ ، ليوان كه دستهها و گردنهاى آنها را روبان قرمز بسته پاپيون ميكردند . سوم طبقهاى اسباب سماور مثل « اگر سماور بزرگ بود » يك طبق سماور با وسائل آن مانند ، جام ، پارچ ( تنگهاى فلزى آب ، از ورشو و برنج و نيكل مخصوص پاى سماور ) و طبق دوم قورى ، استكان نعلبكى ساده و ( انگاره ) « 96 » دار و يا فنجان نعلبكى و قنددان و چاىدان و سينىهاى زير استكانى و قاشق چاىخورى ، سوزنى « 97 » ، حوله ، دستمال ، روقورى از جنس سوزنى ، كيسهى اسفند « 98 » ، كيسهى قند ، ظرف شكر « شيشهاى دردار ، بعضى دانهنشان مخصوص پاى چاى » ، چاىدان ، تنگهاى كوچك آب ليموخورى « ظرفى مانند شكردان » يا يك طبق شامل تمام اينها . ديگر اسباب سفره ، شامل ظروف چينى : قابهاى چلو ، پلو ( مرغى ) « 99 » يا گل سرخى و غيره ، قدحهاى دوغ و شربتخورى ، بشقابهاى توگود خورشخورى ، بشقابهاى ( لب تخت ) پيشدستى ، كاسههاى آبخورى ، ماستخورى ، پيالههاى خورشخورى ، ترشىخورى ، مرباخورى ، بشقابهاى پنير سبزىخورى ، فلفلدان ، نمكدان ، سماقدان . . .
--> ( 96 ) . جاى استكان . ظرف دستهدارى از اجناس مختلف مانند برنج و ورشو و نقره و طلا . ( 97 ) . پارچه يا بغچهاى از مخمل يا ترمه يا كركر و كتان گلدار كه دورش نواردوزى و يراقدوزى ميشد . ( 98 ) . سماورهاى ذغالى . رسم بر اين بود كه با آمدن هر سماور به اطاق مشتى هم اسفند در آن ميريختند كه هم تعديل هوا كرده بوى ذغال را رفع مينمود و هم نظر بد و چشم زخم را دور ميساخت . ( 99 ) . اعلاترين چينى با اشكال برجستهء طيور . سرويس كامل آن از شش تا دوازده نفره از قاب و قدح دوغخورى كه به بغل نميآمد و ديگر قطعات آن از كاسههاى كعبدار و ديگر قطعات آن هشت تا دوازده تومان .