جعفر شهرى باف
103
طهران قديم ( فارسى )
قربون پاهاتم يه دقه برو بيرون تا آقا عقدشو بخونه ، اونوقت بيا تو ، همراه چند تا ( ببخشينا ، اسباب شرمندگى ) بيرون ميكردند و پس از آن اين اعمال بود كه با اعتقادات كامل موقع خوانده شدن خطبه از طرف افراد انجام ميگرفت . اول دعا كردن به حال خود و ديگران ، مثل شوهر و فرزند و برادر بود كه ميگفتند ردخور « 82 » نداشته حتما برآورده خواهد گرديد و اين از موارد گرانقدرى بود كه جهت استجابت دعا غنيمت ميشمردند . ديگر دعا كردن به خود عروس و داماد بود كه خوشبخت و سعادتمند و خوشعاقبت و براى هم خوش روزى و خوشقدم « 83 » و وصلتشان قرين خير و بركت بوده باشد و پس از اينها امور مرموز دوستانه و خصمانه از جانب مادر و خواهر و كسان دختر و پسر و معاندين آنها كه در قرائت خطبه به اقدام آن ميپرداختند . آنچه از جانب كسان عروس انجام ميگرفت آن بود كه اگر عروس عقد كرده ميماند و به اين زودى به خانه داماد نميرفت و براى عروسيش مدت طول ماه و
--> ( 82 ) . برو برگرد ، خلاف ، به غير از آن . ( 83 ) . از همين ساعت وقوع عقد ، بلكه از شب بلهبران و اسمگذاران بود كه هر اتفاق خوب و بد خانوادههاى دو طرف به حساب ( پاقدم ) عروس و داماد گذاشته ميشد ، مثلا اگر براى پدر عروس اتفاقات مبارك افتاده خانهاى خريده ، ملكى بيع كرده ، تجارت پرسودى نموده حمل به خوشقدمى داماد مينمود و اگر مانند اين احوال براى داماد و پدر داماد بوقوع پيوسته بود حكم به خوشقدمى عروسشان ميكرد و محبتش در دل شوهر و قوم شوهر زياد ميگرديد و هرآينه عكس اين اتفاق افتاده بود مشمول بدقدمى تازهواردشان مثل عروس يا داماد ميگرديد و نحوست و سر و صداى آن وقتى بلند شده قابل بخشش نميآمد كه با آمدن عروس يكى از كسان دامادان مرده باشد و اين زمانى به دلچركينى كامل ميپيوست كه دو سه از اين واقعه بوقوع پيوسته ، يعنى هفت و چله و سال يكى تمام نشده يكى ديگر مرده اتفاقى ديگر در اين زمينه افتاده باشد كه لازم ميشد زير پاى اين عروس را با جارو گهى بروبند « كنايه در طرد اشخاص بىمنزلتى كه منفور واقع ميشدند » .