جعفر شهرى باف
102
طهران قديم ( فارسى )
اطاق ميطلبيدند ، اما كار عاقد هنوز تمام نشده ، صيغهء عقد جارى نگشته بود كه يا خود يا از طرف خود كسى يا عاقد را وكيل در توكيل كرده ، كه عاقد پذيرفته ، يا محررش يا كسى را كه براى آن كار همراه آورده بود وكيل طرف ديگر ازدواج قرار داده به مبادلهء مطالب عقد برآمده ، صيغه را تمام و دو حرام را بهم حلال مينمود و با ( محمد و إله الطاهرين ) آخر جملهء او هم بود كه صداى صلوات مجلسيان بلند شده ، داماد را به اطاق عروس ميبردند . و اما اعمال ديگرى هم هنگام عقد در اطاق عروس يعنى اطاق عقد و خارج از آن بوقوع ميپيوست كه عقيده داشتند موقع عقد هر درخواست برآورده و هر حاجت كه از خدا خواسته شود روا خواهد گرديد ، پس در لحظات شروع عقد و نزديك آمدن آقا ( عاقد ) به پشت در بود كه از طرف قوم شوهر جمعيت داخل اطاق را قسم ميدادند كه ( دوبخته ) « 78 » ها و ( سياهبخت ) « 79 » ها و محبت نديدهها و هوودارها و طلاق گرفتهها و دخترهاى خانه مانده ( پيردختر ) ها و ( سنگينبخت ) « 80 » ها و به خانهء مادر برگشتهها و شوهرمردهها اطاق عروس را ترك كرده موقع عقد حضور نداشته باشند كه ميگفتند با وقوع عقد نحوست و تيرهروزيشان گريبانگير عروس شده وى را نيز مشمول ميسازد و شامل ضمنا : حايضها و تارك الصلاة « 81 » ها و چشمشورها را نيز قسم ميدادند كه در اطاق نمانند و هركه را نيز خود شامل اين احوال ميدانستند بى ( رودربايستى ) كه جلو آمده ، مثلا ميگفتند ملوك خانوم جون منكه ميدونم ماهونهته ، يا چشمت شوره ،
--> ( 78 ) . دو شوهره . شوهر دوم و زيادتر كرده . ( 79 ) . تيرهبخت . زنى كه مورد بىمهرى شوهر واقع شده و يا از اول طرف توجه او واقع نشده باشند . ( 80 ) . دخترهائى كه بارها وسائل ازدواجشان فراهم شده به هم خورده ، خواستگارهاى متعدد داشته سر نگرفته باشد . ( 81 ) . بىنمازها .