جعفر شهرى باف
92
طهران قديم ( فارسى )
اشجار گردو و خرما و قنات و مجرا و منزلگاه و كاروانسرا و مأذنه و حمام و در و پنجره براى جلو آبانبارها و منافذ طاق آن بخاطر جلوگيرى از بعضى امور و ضريح و كتاب دعا و زيارتنامه ، و هر چه كه سود از آن عايد مردم گشته زبانشان بر آن به دعا و خير واقف باز بشود و هرگز از محل كثيفى چون مستراح كه اعمالى در آن مانند دفع و رفع و مقبوح و مكروه سرزند ثواب و اجر شناخته نشده يعنى قابل قبول و توجيه نشده بود ، تا آنكه آصف الدوله كه يكى از حكام و رجل قسى و خسيس زمان ناصرى بود سفرى بخراسان مىكند و در منزلى از حيث مبال در مضيقه مىافتد و دستور ساختن چند مبال ميدهد . در آن سفر شاعر گمنامى نيز همراه قافله منتهز فرصت رسانيدن خود بآصف الدوله براى استعانتى بوده كه ميسرش نميگردد ، تا مبالها ساخته شده يكى از آنها خاص آصف الدوله معلوم مىشود و قبل از افتتاح شاعر خود را به آن رسانده اين دو بيت ( زشت و زيبا ) به ديوار آن قلمى مىكند : آصف الدوله يك مبالى ساخت * تا كه خلقش كنند ياد از پس هر كه در آن مبال ريد بگفت : * توشهء آخرت همينش بس و عملى كه تا آن وقت جزء وقايح بوده ذكر آن غير از هنگام مجادله و نزاع به زبان نميآمده آن را جز بروح پدر و مادر مردمآزار نثار نميكردهاند در زمرهى كارهاى پسنديدهى مورد بحث ميآيد كه از آن پس از جمله موقوفات مىشود ، و اين كه گه شود : زهى علم و دانش و ادب كه هجو آن موجب بقا و نام و نشان باشد ، تا مدح آن چه اثر بكند ؟ ! پس هر مسجد و تكيه و حسينيه و بازارچه و گذر و كوچهاى آبانبارى داشت كه اهل خيرى آن را وقف كرده بود و از آبانبارهاى معروف تهران يكى همين آبانبار سيدولى بود و بعد از آن آبانبار معيّر « 55 » ، آبانبار سرتخت « 56 » ، آبانبار بابا نوروز على « 57 » ، آبانبار چهلپله « 58 » ، آبانبار چهلكليد « 59 » ، آبانبار وقفى « 60 » ، آبانبار هفت تن « 61 » ، آبانبار چهل تن « 62 » ، آبانبار
--> ( 55 ) . واقع در بازارچهء معيّر . ( 56 ) . سرتخت بربرىها ، خيابان چراغ برق . ( 57 ) . گذر صابونپزخانه . ( 58 ) . خيابان اسماعيل بزاز . ( 59 ) . گذر حمام خانم ، جنوب خيابان بوذرجمهرى شرقى . ( 60 ) . حمام قبله كه ميگفتند در كف آن جام چهل كليدى دفن كردهاند كه آب آن كارگشا مىباشد . ( 61 ) . گذر هفت تن ، كوچهء چهارسو بزرگ . ( 62 ) . گذر چهل تن ، بازار .