جعفر شهرى باف
82
طهران قديم ( فارسى )
اين كه حكيم فرنگى مريض را خوابانيده موى سر و گردن و بناگوش و سينه و ناف و پائينتر و دمرش كرده و پشتش را بو ميكشيد و جنگير لباسهاى زير او را خواسته يكى يكى را مچاله نموده به گوش مينهاد ، تا ببيند جن در كدام عضو بدن او مىباشد و سياه كه با ديدن معاينات دكتر از تعجب چشم ميدرانيد و با گوش دادن جنگير به لباسهاى زن حاجى واى واى كرده از ترس كه صداى جن را از آن دور دورها ميشنود بر خود ميلرزيد و در هر دو حالت كه بايد براى معالجه جايشان در اطاق در بسته باشد و از اينجا بود كه با نگاه كردن حاجى از درز در به درون و سياه او را پسزده خودش نگاه ميكرد گفتگوى و اظهار نظرهايشان در نوع معالجه شروع ميشد كه محل ذكرشان نبوده ، بهر تقدير مريض يا غشى مداوا شده ، سياه به گردن حاجى آويخته مشتلق سلامتى خانم را كه خودش ديده مرض يا جن از تنش بيرون آورده شده ، چه مرض يا جن بد هيبتى هم بوده ميخواهد و بسلامتى بيمار جشن مفصلى كه همه كاركنان نمايش بوسط آمده رقص و پايكوبى ميكنند نمايش خاتمه ميگرفت . نمايش شال قدرت نمايش شال قدرت هم نمايشى سياسى انتقادى در تكذيب وعده نويدهاى دولتها كه چنان كرده چنين نموده چنان خواهند كرد بود كه درويشى پيش پادشاهى رفته ، ميگويد ميتواند با قوّت باطن و قدرت نفس ، شالى برايش ببافد كه جهتش چنين و چنان تأثير بكند . مثلا هرگاه در جنگ آن را به صورت پرچم درآورد اگر با صد نفر بجنگ صد هزار نفر برود فتح مىكند و اگر عمامه كرده بسر گذارده بتخت بنشيند بيننده از هيبتش زهره ميتركاند و اگر بكمر ببندد آن سال فراوانى و ارزانى مىشود و اگر حمايل كند قحط و مرگ و و با از سرزمينش دور مىشود ، و خلاصه اگر چنين ببندد چنان و اگر چنان ببندد چنين مىشود و هزار خاصيت تا آنجا كه فتح كرهء زمين براى آن معلوم مىكند تا امير فريفته شده طالب آن ميگردد . پس جا و مكان و وسائل و پول در اختيارش ميگذارد و درويش چهارچوبى تهيه كرده تارهائى چند از چپ و راست بر آن تنيده ، هر از چندى طلا و جواهراتى براى به كار بردن در آن درخواست مىكند و به راحت و خور و خواب ميپردازد و چون ماه و سالهائى گذشته از شال خبرى نميشود پادشاه چند تن به تفحص چگونگى آن ميگمارد و نتيجهء مشاهداتشان اين گونه به عرض ميرسد كه جز چهارچوب و چند تاره بر آن مشاهده ننمودهاند .