جعفر شهرى باف
41
طهران قديم ( فارسى )
كارشان بنابودى ميكشيد . آية الله سرهنگ كريم آقا خان بوذرجمهرى ؟ ! از جمله مساجدى كه هنوز نيز داراى نمازخوان نميباشد يكى مسجد قناتآباد مىباشد كه وقتى سرهنگ كريم آقا خان بوذرجمهرى بعنوان قائممقام ، رئيس بلديه و مأمور خيابانكشى و خراب كردن و تعريض معابر مىشود آن را به اين صورت احداث مىكند ؛ از جمله خيابانهائى كه شامل گشاد كردن مىشود يكى هم خيابان اسماعيل بزاز بوده كه بدستور كريم آقا بايد مستقيم و عريض و دو طرفش خراب شده به ميدان گمرك بپيوندد و در اتمام كه بنام خيابان مولوى ناميده مىشود ؛ در مقابل خيابان خانىآباد قطعه زمينى بوده كه بلاصاحب مانده زبالهدانى گرديده ، كريم آقا حكم مىكند صاحبش آن را ساختمان يا ديواركشى بكند . بسمع ميرسانند كه زمين متعلق به چند طفل صغير مىباشد كه عجالتا داراى قدرت بنا و ساختمان آن نميباشند . ميگويد من صغير و كبير سرم نميشود و اگر تا هفتهى ديگر ساخته نشود من خودم آن را ديوار ميكشم و چون در سر هفته اثرى از مصالح و بنا در آن مشاهده نميشود كريم آقا كورهپزها را در آن مجبور به ريختن مصالح مىكند و چون بدنامى از آن احساس مىكند آن را مسجد مىكند ! وقتى كار بناى آن تمام مىشود عقب آخوند ميفرستد كه آمده امامت آن را عهدهدار شود هيچكس نپذيرفته مسجد را غصبى و نماز در آن را باطل دانسته از قبول آن سر باز مىزند و اين خبر نيز بكريم آقا ميرسد ، تا روزى كه چون از دولتىترين و سست عقيدهترين آخوندى كه سراغ داشته نااميد مىشود ، ميگويد به فلانم كه نيامد و خودم پيشنماز ميشوم و سپورها را احضار كرده ، خود جلو و آنها را پشت سر رديف مىكند و چون سئوال ميكنند به كه اقتدا و كدام امام را نيت بكنند ؟ ميگويد : آيت اللّه كريم آقا خان بوذرجمهرى و نماز را تمام و مسجد را افتتاح مىكند ! مرگ قاآنى از كار مسجد تركها و محراب و شاهزاده اعتضاد السلطنه بازگشت ذهنى شد تا افتخار ديگرى را هم كه نصيب اين شاهزاده و خانه او مىشود تقرير نمايم و اين آنكه چون حكيم ( قاآنى ) از