جعفر شهرى باف

35

طهران قديم ( فارسى )

مينمود . شيره‌كش‌خانه‌ها ، خانه‌دارها كه اموال مسروقه مخفى ميكردند . مال‌خرها و مال ردكن‌ها كه اموال مسروقه را بسته‌بندى نموده خارج ميكردند . لحاف تشك كرايه‌بده‌ها « 113 » ، قسطىفروشها و خرازىها « 114 » ، نزول‌بده‌ها « 115 » ، جيزگرها « 116 » ، و بقيه كسبه و سكنه آن محل از جمله كبابى ، چلوى ، طبقى ، دل جگرى ، تخمه آجيلى ، ساززن ، لوطى ، خيمه‌شب‌بازى ، عروسك رقصان ، بيريش « 117 » ، پاانداز ، و هر كس كه بهر نحو دادوستدى داشته باشد ، سواى قرارداد با خانه‌دارها كه هر تازه وارد كرده‌اى را اعم از صاحب‌دار و بىصاحب و بيوه و دختر ، قبل از به كار انداختن در اختيار كميسرى بگذارند ! اين بود وضع انتظامات شهر و از همين جهت هم بود كه دنيا ديده و سرد و گرم چشيده‌ها اين مأموران را از گزمه‌ها و فراش‌ها و داروغه‌ها و نسق‌چىباشىهاى سابق جدا نميدانستند و اين تريشه‌ها را از سر همان چرم‌ها

--> - پلمپ و تعداد شده ، مطابقشان به قهوه‌چى ترياك تحويل داده شده ، سوختهء آنها كه در حقه‌هايشان جمع ميشد پس از باز كردن پلمپ تراشيده و با وزن دريافت ميگرديد . ترياكى كه گاهى در آن حد آزادى استعمال كه قهوه‌چىها مجبور به فروششان شده و زمانى چنان منع كه فروشنده و دارنده و مصرف‌كننده‌ى آن مشمول مجازات ميگرديد و در هر صورت راه استفادهء قابل توجهى براى مأمورين مربوطه بود . ( 113 ) . دكانهائى كه بخانه‌هاى شب‌خواب نگه‌دار كه با خانم‌باز تا صبح طى ميكردند يا مهمانهايشان زن از بيرون ميآوردند رختخواب كرايه ميدادند - اين كسبه را لحاف‌كش ميگفتند كه بجاى ( جاكش ) كه لفظ زننده‌ى آن بود ميآمد - شغلى بىآزار و راحت بيضرر پرمنفعت كه سراپايش سود خالص ميآمد ، مقدمهء جاكش به معناى اخص ، در قول و تشخيص خودشان با اين شعر كه ( گر كه خواهى در دو عالم ( وا ) كشى ، جاكشى كن جاكشى كن جاكشى ) . ( 114 ) . قسطىفروشها آنهائى كه پارچه و اسباب خانه و گليم و قالى نسيه به خانه‌دارها و كسبه و خانم‌ها ميفروختند و خرازىفروش هم آنكه پودر و ماتيك و زينت‌آلات زنها را تأمين مينمود - اين نسيه‌ها تا تومان به تومان گرانتر فروخته ميشد و قسطش هم شب به شب دريافت ميگرديد . ( 115 ) . رباخوارانى كه پول به تومانى سىشاهى ( * ) دو قران نزول ميدادند . اين پول‌ها زيادتر اوقاتى به قرض گرفته ميشد كه دلالى ، واسطه‌اى خانمى ، دخترى براى فروش آورده كه معامله جز با پول نقد انجام نميگرفت ، يا خانه‌دارى ميخواست قرض خانمى را كه در خانهء ديگر كار ميكرده پرداخته بخانهء خود آورد ، يا خانم رئيس‌ها و خانه‌دارها يا خانم‌هائى كه براى رفيق‌ها و باج‌گيرهاى خود قرض مىكردند . ( * ) . يك ريال و نيم . ( 116 ) . جيزگر به كسى گفته ميشد كه در خالى شدن دست قمارباز پول براى ادامهء قمار به او قرض بدهد كه به اين پول نيز تا تومانى پنجقران و گاهى تومان به تومان نزول تعلق ميگرفت . يا پولى كه در قبال متاعى مانند انگشتر و ساعت و رخت و مركب و مثل آن بعنوان گرو يا نيمه‌بها خريده پول بدهد . ( 117 ) . پسر خودفروش .