جعفر شهرى باف
115
طهران قديم ( فارسى )
كشيدن دندان با دادن قرص آسپيرين و بند آوردن خون آن با محلول پرمنگنات و آب نمك ، و دوائى باسم ( كررزت ) كه عوام ( كل رضا ) يش ميگفتند جهت ساكت كردن دندانهاى دردكن كه مخصوصا اين دارويش كمك بشهرت او مينمود ، و بعد از او دندانسازى روسى كه به صورت سياح جهانگرد بتهران آمده بود و بطور سيارگرد كوچه و بازار طبابت ميكرد ، كه پيله و چرك و زنگزدگى و درد و مانند آن را نيز مداوا مينمود و غير علاجهاى آن را ميكشيد بطورى كه اصلا كلبتين به كار نميبرد و دردى نيز بروز نمينمود ، و طريقهاش در دندان كشيدن اين بود كه داروئى مايع به اطراف دندان ميماليد و با چاقو گوشت دندان را از او جدا ميكرد و پس از دو سه دقيقه آن را با پارچه گرفته يكى دو تكان به اطراف داده جاكن نموده بيرون ميكشيد ، بعد از آن گردى در آب سرد حل كرده به بيمار ميداد كه در دهان ميگرفت و جراحت جاى چاقو را التيام ميبخشيد . دندانسازى به معناى واقعى كه دندانى ساخته در دهان بگذارند ، چنانچه امروز ميكنند و بنام دندان مصنوعى شناخته شده است ، هنوز رسم نشده بود و از كارهاى غير قابل قبول مردم و از مذاكرات و داستانهاى عجيب و غريبشان بود كه با ترديد براى هم تعريف ميكردند ! ظهور آن در تهران يكى از جانب دندانهائى كه در دهان پيرپاتالهاى از فرنگ برگشته ديده ميشدند بود و بعد از آن دندانهائى كه توسط همين استپانيان كموبيش ساخته شده افسانهاش را لباس حقيقت ميپوشانيد ، اما با اين همه هنوز مردم آن را قبول نكرده مورد تأئيدشان قرار نميگرفت و واى به حال بنده خدائى بود كه شناخته شود دندان مصنوعى در دهانش مىباشد كه راه و نيمراه جلوش را گرفته واقعيت آن را جويا ميشدند كه بايد دهان گشوده بنظرشان برساند و در آخر هم خود دندان را كه منكر بوده ميگفتند آنها دندانهاى سگهاى مرده مىباشد كه كنده جفت و جور ميكنند و لثهء آن را كه آن را آب كردهى رگ و پى مردهها ميدانستند و حاصل اين مسائل آنكه دندان مصنوعىگذار از آنجا كه استخوان و اعضاى مردار در دهانش مىباشد نه تنها غذائى كه خورده آبى كه مينوشد حرام و مردار بلكه نماز و روزهاش هم نادرست و خراب مىباشد ! تا كمكم كه تاريخچه و داستان دندانمصنوعى كه اولين بار براى پادشاه انگلستان ساخته شد و اگر چنين اجزائى در آن به كار برده ميشد هرگز او حاضر بقبول آن در دهان خود نميگرديد شايع گرديد و بعد از آن دندانمصنوعى ( ستّاراف ) يكى از مهاجران قفقازى كه در چهار راه لالهزار نجارى داشت و ميگفت دندانهايش تماما مصنوعى است كه