جعفر شهرى باف

116

طهران قديم ( فارسى )

تماما را يكى يكى درآورده مصنوعى جايش كاشته‌اند كه اصلا لثه نداشت و تعريف‌هايش سر زبانها افتاد و جنس دندانهاى مصنوعى و لثهء آن كه از صدف و مواد ميباشند و معرفىهاى پسنديده از آن تا اندك‌اندك مورد قبول قرار گرفت و دندانسازهائى با تابلوهاى ( مسنن ) و ( سنايا ) و ( مسنن السلطنه ) و ( مسنن الملك ) و مانند آن پا بعرصهء وجود نهادند . نظافت دندان و تقليد قزوينىها دندان از بىاهميت‌ترين اعضاى بدن بود كه كمتر توجهى بدان مبذول ميگرديد و هر بلا كه از شكستن قند و نبات و بادام و پسته و فندق و هسته‌جات و امثال او بود سر آن درميآوردند و نظافت آن را كه سال بسال رعايت نميكردند . دندانها همگى زرد و سياه و زنگ‌زده و افتاده و ناقص كه در كمترين دهانى از بالغين دندان تميز قشنگ سالم به چشم ميآمد و از توصيهء بزرگترها بكوچكترها فقط آنكه چيز سفت با دندان نشكنند و سرد و گرم شديد كه بالاى هم باشد نخورده نياشامند و از نظافتشان در جهت دندان اينكه سر نماز به نماز چوب مسواكى كه نوعى چوب بنام ( چوب مسواك ) و نرم ريشه‌دار بود و جايش در جا نماز بود و مسواك كردن با آن ثواب داشت ! به دندان بكشند و گاهى آن را با انگشتى كه بنمك بزنند بشويند و با چوب جارو ، چوب كبريت آن را خلال نمايند ، چنانچه اين چوب خلال از واجبات هر سفرهء مهمانى بود كه بعد از صرف غذا و دست و دهان‌شوئى كه آفتابه‌لگن به گردش ميآمد چوب جاروهائى هم كه از جارو قزوينى با ساقه‌هاى نازك يكنواخت محكم بود در بشقاب جلو مهمان بگيرند و در اين زمينه نمايشى هم داشتند كه از قول قزوينىها درميآوردند كه وقتى سفرهء مهمانى برچيده ميشد و سلمانى ضيافتچى « 90 » با آفتابه و لگن وارد ميشد . لنگى جلو كمرش بسته بود كه

--> ( 90 ) . از كارهاى افتخارى سلمانىهاى بعضى شهرها و تا اواخر منجمله تهران بود كه بايد در مهمانىها و عروسىها خدمت نمايد و داماد بحمام ببرد و سفره بچيند و نظارت كند و در آخر آب دست بگرداند ، آب دست گرداندن هم آن بود كه پس از صرف غذا و برچيده شدن سفره پيشخدمت با آفتابه و لگن برنجى يا مسى يا ورشو يا نقره يا طلا وارد شده لگن را جلو بزرگتر مجلس ميگذاشتند كه دستش را در آن نگاهميداشت و او با آفتابه آب ميريخت و پس از آن حوله‌اى كه روى دستش تا كرده داشت جلوش ميبرد و پس از اتمام لگن را از جلو او برداشته جلو ديگرى ميگذاشت . در اين دست و دهان‌شوئى صابون به كار نميرفت و در بعضى مجالس يك بار هم قبل از شروع به غذا كه سفره چيده شده بود آفتابه لگن ميگرداندند ، چه رسم بود كه غذا را با دست ميخوردند و سنت بود كه قبل از شروع -