جعفر شهرى باف

114

طهران قديم ( فارسى )

ديگرى به كت و بالش محكم ميگرديد و زور و بازوى تمام عيار دستياران كه بر او چسبيده نگاهش ميداشت و استاد حاجى كه به روى ميآويخت ، و ديدنى و خنده‌آور اين عمل وقتى بود كه با همه بست و بند و نگاهداشتن اندام مشترى باز او طاقت نياورده ، از جا كنده شده فرار مينمود و خود را با صندلىى به پشت چسبيده بوسط بازار مىرساند ! بعد از اينها نوبت به طاق بازار ميرسيد كه مشترى را بدانجا كشيده مشغول عمل ميگرديد و باز يكى ديگر از امور خنده‌دار كار جفت و جور شدن استاد حاجى بود كه با مشترى بطاق بازار ميرفتند و اين در مواردى بود كه نه مشترى به بسته شدن خود به صندلى رضايت ميداد و نه به اينكه ديگران نگاهش بدارند و اين همان هنگام بود كه استاد حاجى كه كلبتينش به بن دندان مشترى محكم شده بود و مشترى كه سر كلبتين در دهانش بود و بيخ زبانى فحش ميداد و كارشان از بام تا وسط بازار كشيده شده بود ديده ميشدند كه مشترى خود را از سمتى و استاد حاجى از سمتى ميكشيد و در اين وقت بود كه شليك خنده و هوهو خلايق بازارچه را پر مينمود ! كه باز در اينجا يا به نحوى دندان بيرون آمده غائله خاتمه ميپذيرفت و يا به صورتى شكسته يا كلبتين رها شده با بعضى مشترىها كار به فحش زن و بچه و كتك‌كارى و ميانجيگرى مردم ميرسيد ! لابد اين سئوال بذهن ميرسد كه چرا در اين صورت سلمانى مشترى را رها نمينمود ؟ و جوابش اين كه دندان نيمه‌كاره كشيده شده و دندانى كه ريشه‌اش بيرون نيامده بود بيمار را بدتر از اول دچار درد و عذاب مينمود كه دردسر و گرفتاريش گريبانگير سلمانى شده موجب شكست كارش ميگرديد و اين همان دندان‌ها هم بود كه تا آخر عمر رفيق مزاحم صاحب دندان گرديده از آن فحش و ناسزائى كه شب و روز نثار دندان بد بكش ميگرديد . دندان‌سازهاى خارجى يا خارج ديده اواخر دندانسازى ارمنى باسم ( استپانيان ) با ابزار و اثاثيهء نوظهور مثل صندلى بلند و كوتاه شو و چرخ سنباده و مانند آن پيدا شده در خيابان چراغ برق محكمه‌اى داير كرده بود كه با صورت و قواعد بهتر عمل مينمود و از آن جمله بود ، كرخ كردن دندان‌كشيدنى با داروئى ماليدنى و بيرون آوردن ريشه توسط همان دارو كه ريشه‌هاى چندين ساله را كه روى آن را گوشت پوشانده بود وسيلهء همان شكافته بيرون ميآورد و جلوگيرى كردن از درد بعد از