السيد الخميني

16

مناسك حج ( فارسي )

مسأله 25 - شرط است در استطاعت كه مخارج عائله‌اش را تا برگشت از حج داشته باشد هر چند عائله واجب النفقة أو نباشند . مسأله 26 - شرط است در استطاعت رجوع به كفايت يعنى بعد از برگشت از حج تجارت يا زراعت يا صنعت يا منفعت ملك مثل باغ ودكان داشته باشد بطورى كه براي زندگانى بشدت وحرج نيفتد واگر قدرت بر كسب لائق به حالش هم داشته باشد كافى است واگر بعد از مراجعت نياز به مثل زكات وخمس وساير وجوه شرعيه داشته باشد كفايت نمىكند بنابر اين بر طلاب وأهل علمي كه در بازگشت از حج نياز به شهريه حوزه‌هاى علميه دارند حج واجب نيست . مسأله 27 - شرط است در وجوب حج استطاعت بدني واستطاعت از جهت باز بودن راه واستطاعت زماني پس بر مريضى كه قدرت رفتن به حج ندارد يا بر أو حرج ومشقت زياد دارد واجب نيست وبر كسى كه راه براي أو باز نيست يا وقت تنگ است بطورى كه نمىتواند به حج برسد نيز واجب نيست . مسأله 28 - اگر با وجود شرائط استطاعت حج را ترك كرد حج بر أو مستقر مىشود وبايد بعدا به هر نحو مىتواند به حج برود . مسأله 29 - مستطيع بايد خودش به حج برود وحج ديگرى از طرف أو كفايت نمىكند مگر در مورد مريض يا پير به شرحي كه بعدا بيان مىشود . مسأله 30 - كسى كه خودش مستطيع است نمىتواند از طرف ديگرى براي حج نائب شود يا حج استحبابي بجا آورد واگر حج نيابى يا استحبابي بجا آورد باطل است . مسأله 31 - كسى كه حج بر أو مستقر شد وبجا نياورد تا فوت شد بايد از تركه أو براي أو حج بدهند وحج ميقاتى كفايت مىكند وتا حج أو را ندهند ورثه نمىتوانند در تركه تصرف نمايند ولازم است در همان سال فوت ، حج را أداء نمايند وتأخير از آن جايز نيست وچنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد ، لازم است از بلد أجير بگيرند واز أصل تركه خارج مىشود وهم چنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند أجير بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف لازم است أجير بگيرند وتأخير نيندازند واگر وصى يا وارث اهمال كنند وتأخير بيندازند وتركه از بين برود