جعفر شهرى باف

70

طهران قديم ( فارسى )

استاد رمضان سلمانى بعد از دكان قلمدان‌ساز ، دكان استاد رمضان سلمانى بود كه شامل داستان زير مىباشد . استاد رمضان كه مردى صورت‌پسند بود پسرى را كه فعلا صاحب نامى گرديده از ذكر اسمش خوددارى مىشود بشاگردى مىآورد و دل در گرو مهر او مىسپارد و كم كم آنچنان شيفته و شيداى او مىشود كه شبى در مستى دكان و سرمايه خود را به او مىبخشد و پس از چندى بى خبر از كاغذى كه در شب معلوم پسرك از وى گرفته بوده است بر سر مسأله‌اى با وى بمشاجره ميپردازد كه پسرك او را از دكان بيرون مىاندازد و چون كار از صورت عادى و گفت و شنيد معمولى گذشته پسر جدا خود را صاحب دكان معرفى كرده از ورودش جلوگيرى مىكند ناچار كارشان به كميسرى « 122 » و نظميه « 123 » و عدليه « 124 » مىكشد . روز محاكمه فرا رسيده وقتى مدعى العموم « 125 » به حقانيت استاد رمضان پسرك را متهم به كلاهبردارى و تصرف عدوانى مىكند پسرك كه با آرايش و پيرايش و دلربايى بيش از حد حاضر شده بوده است كاغذ مهر و امضاى بخشش‌نامه را ارائه داده مىگويد دكانى است كه به دلخواه صاحب آن به او واگذار شده است و چون وكيل استاد رمضان اعتراض كرده مىگويد بخششى بوده كه در مستى و بيخبرى علقه به وقوع پيوسته قانونى نميباشد مىگويد : عين همان بخششى بوده كه من نيز دربارهء او با گرامىترين عضو خود انجام داده‌ام ، همراه مطالبى مانند پول خاطرخواهى به كيسه نميرود و در آخر كه حاضرم همان عمل را من با او انجام داده دكان را برگردانم محاكمه را به سود خود بپايان ميبرد ! كسبهء خرده‌پاى پشت ديوار انبار بعد از دكاكين مزبور ديوار چينه‌اى انبار شاهى بود كه در پشتش كسبهء خرده‌پا و دستفروشهاى سبد ، لاوكى « * » و مانند آن جمع مىشدند ، منجمله طبقىهاى

--> ( 122 ) . كلانترى . ( 123 ) . شهربانى . ( 124 ) . دادگسترى . ( 125 ) . دادستان . * ظرفى چوبىمانند طشتك و لگن .