جعفر شهرى باف
68
طهران قديم ( فارسى )
ديگرى از فشار حرارت و غلبه گرمى مىدانست كه ضد آن را تجويز مينمود ، همراه شورهء قلمى « گردى سفيد رنگ » كه در دوغ بىنمك ريخته جهت زياد شدن ادرار كه مجرا را شستشو دهد صرف كند و ( كبابهء چينى ) كه نرم كوفته و سائيده روزى سه قاشق چايخورى در آب ريخته ميل نمايد ، اما داروى اخير يعنى كبابه جزء اسرارش بشمار مىآمد كه در نسخه ننوشته خود ميداد و ظرف يكهفته سختترين سوزاكها را درمان مينمود . اما سفليس را اگر چه مرهم سفيد ميداد كه بر جراحتش گذارند ولى مادهء آن را با دادن چپق و قليان جيوه قلع مينمود ، به اين طريق كه گوشها و چشمهاى بيمار را با پارچهاى كلفت جهت جلوگيرى از نفوذ دود آن بسته جيوهء خشك را ميان توتون يا تنباكو ريخته امر بكشيدن مينمود . چه بسيار مردم بىاطلاع هم كه بدون توجه به دستور بستن چشم و گوش خودسرانه اين قاعده را به كار برده دچار كرى و كورى مىشدند . ويزيت يا حق العلاج او ده شاهى « 118 » بود . همراه دواهاى لازمه كه خود ميسپرد و معافيتى كه از همان دهشاهى نيز براى فقرا و بىبضاعتها قائل ميگرديد . پس از خرابى خيابان و انهدام دكانش به خانهاش در چهارراه مسجد جامع انتقال يافت و پس از او پسرهايش جانشينش گرديدند كه با مداخله وزارت صحيه ( بهدارى ) كه از دخالت غير مجاز در امور طبابت اين گونه افراد جلوگيرى نمود به بوته تعطيل و فراموشى گرائيد . قلمدان چنانچه ذكرش گذشت قلمدان اسباب تحريرى از مقوا و چوب يا نقره و طلا بود با قلمهاى نى تراشيده و قلمتراش و دوات ليقه « 119 » دار داخلش كه آن را ميرزاها و محررين و منشىها و مستوفىها و امثال آن پر شال مىگذاشتند و ضمنا صورت حكم رسمىاى كه هر آينه حاكم و پادشاه قلمدان جلو كسى مىگذاشت نشانهء حكم
--> ( 118 ) . نيم قران ( نيم ريال ) . ( 119 ) . نخ يا الياف نازكى از كتان يا علف يا ابريشم كه بهم مىفشردند و جهت تعديل مركب بر قلم در دوات مىگذاشتند .