جعفر شهرى باف
60
طهران قديم ( فارسى )
آن سود مىبردند و در آخر عدهاى كناس كه قابل توضيح مىباشند . شغل كناسى كناس در معنى خلا پاككن يعنى كسانى كه مستراحهاى پر را تخليه كرده مختصر اطلاعى نيز از بنايى مربوط به آن داشته طوقههاى ريختهى چاه را چيده ، نشيمنهاى خراب را تعمير مىكردند . و نوع ديگرشان در نام اصل خود كناس كه تنبلهاى اين صنف بوده از ممر پستتر آن عايد بدست آورده ، از طريق كند و كاو و تجسس در ميان نجاسات كسب معاش مىكردند . بطوريكه گفته شد نشيمنهاى مستراحهاى عمومى مانند مستراحهاى مساجد و حمامها مانع و حفاظى نداشتند و چنانچه شيئى از كسى مىافتاد مستقيما در انبار آنها افتاده داخل كثافات ميگرديد و تنها كناس بود كه با دريافت دستمزدى مىتوانست با پامالى و دستمالى آن را يافته تحويل نمايد كه البته اين مخصوص اشيايى قيمتى مانند كيف و كيسه پول و انگشترى پنج تن و آيهدار و از اين قبيل بود كه ارزش خرج و اجرت كناس داشته ، صاحبش از سقوط آن مطلع شده باشد و بعد از اين اشياء كم بها مانند اسباب جيب ، از جمله جام و زنجير و چاقو و پاشنهكش و از اين قبيل بود كه چشمپوشى شده براى كناس ميماند و كناس هر چند روز يك بار به يكى از اين انبارها كه جزو حدود سرقفليش بوده حق آب و گل بر آن پيدا كرده بود داخل شده جهت خود به جستجوى آنها مىپرداخت و بسا از ذوق شيئى كه يافته بود متوجه بالا نشده از سر و بر نيز ملوث مىگرديد و تنها چارهء كار آن بود كه صدا بلند كرده به طرف بگويد آنطرف بگيرد ، يا خودش را نگه بدارد تا خبرش كند و چه زياد كه اين صداى نابهنگام از بن چنان مغاك تاريك سهمگين باعث وحشت كارگزار گشته وى را دچار غش و سقوط مىنمود . از جمله لولئينخانههاى مرغوب شهر ، اول لولئينخانه مسجد شاه بود كه زمينى معادل هزار و چند صد متر مساحت را در برگرفته چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود كه با سرقفلىئى معادل سى چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عايدات خريد و فروش مىگرديد و بعد از آن لولئينخانه مسجد جامع كه