جعفر شهرى باف

551

طهران قديم ( فارسى )

موارد حمام سر و تن‌شوئى حمامهاى سر و تن‌شوئى در اين موارد انجام مىگرفت و از واجبات بشمار ميآمد : اول حمام عقدكنان يا دعوت به آن . دوم عروسى يا دعوت به آن . سوم براى به مهمانى رفتن خانهء قوم شوهر . چهارم حمام زايمان . پنجم شب سال تحويل ( شب عيد نوروز ) . ششم شب عيد قربان . هفتم شب عيد غدير . هشتم اول نيت ( شب اول ماه رمضان ) . ديگر بعد از خانه‌تكانى يا جابجا شدن ( خانه به خانه شدن ) . براى اولين شب كرسى « روزى كه كار كرسى گذاشتن تمام مىشد و مىخواستند زير آن بروند » . براى نذرى پختن مانند : سمنوپزان . شله‌زردپزان . آش‌هاى نذرى . براى هم زدن ديگهاى نذرى كه مىخواستند طلب حاجت بكنند . براى اولين حليم‌خوران زمستان . شب بيست و هفتم ماه رمضان كه آن را شب بدرك و اصل شدن ابن ملجم مىدانستند و بايد حتما بغل خوابى داشته باشند و در همين شب هم بود كه مرد را اگر ميل غير طبيعى مىجنبيد براى ثواب راه مىدادند . شب عيد عمر ( عمركشان - دهم ربيع الاول ) كه در اين دو شب آخر نوره كشيدن و بند انداختن « 182 » را هم واجب مىدانستند . پول حمام ! و اما دريافت پول حمام از مرد از جمله واجبات بود كه بدون آن تن به بغل‌خوابى نمىدادند و مثلى داشتند كه مىگفتند : بغل‌خوابى بىپول حموم ، انگار خوابيده‌م پيش عموم . يا اين جمله در جواب مردى كه بىدادن پول حمام تمنا مىنمود : ( ننه به بابا مفت نميده ) يا كفم نه ، درم نه ، و با هر نوبت بفراخور شأن و مقام و دار و ندار شوهر اول دريافت يا قول مىگرفتند و مرد هنگام بيرون رفتن آن را سر بخارى مىگذاشت و اين قرارى بود كه نقصان نميگرفت اگر چه در كمترين مبلغ ده شاهى و پنجشاهى باشد . پولى كه آن را شيرين‌ترين و بهترين و حلالترين پول دانسته با جمع كردن آن كه بجاى حمام از حوض و پاشير و آب بسر ريختن كنار

--> ( 182 ) . بعضى زنها كه موى كمترى به زهار داشتند بند مىانداختند . دخترها را نيز تا بكارتشان با واجبى زائل نشود چنان مىكردند .