جعفر شهرى باف
552
طهران قديم ( فارسى )
اطاق استفاده مىكردند زيارت و مثل آن رفته ، خلعتى و كفن مردن مىخريدند و رسوائى شيرين اين كار يعنى همخوابگى زن و شوهرى زمانى ببار ميآمد كه يكى از آنها دور اطاقهاى همسايهها اسكناس يا دو قرانى ، پنجقرانى آورده پول خورد مىخواستند ، يعنى كه يعنى ! و روز فردا همسايهها از زن منظورطلب ( سلطان حقى ) « 183 » كه سلطان نقىاش ميگفتند نموده وليمهاى از ناهار يا عصرانه يا تخمه آجيل گردنش بگذارند و مردها از مردش شام و شبچره و مانند آن طلب بكنند .
--> ( 183 ) . از آنجا كه هيچ حرف ماندنى بدون مآخذ و از سر بازيچه گفته نشده است بعيد نيست اين خراجى باشد كه سلطانى به همخوابگى زن و مرد بسته باشد و چگونه نتوان پذيرفت ، حكومتهائى كه از كولهبار خار و بتهى خاركنى كه اندامش از تيشه تبر زدن و خم و راست شدن كندن هر بتهاش كوبيده و دستها و سر انگشتانش از نيش تيغ آنها پاره پاره گشته ، از گونى پشكل پشكل جمعكنى كه با بدست آوردن هر پشكلش يك نوبت دولا و راست شده تا لقمه نانى بدست آورد باج بطلبند ، و دامادها را حكم كنند شب اول عروسى زن خود به زفاف حاكم روانه بكنند چنين دستور صادر نشده باشد ؟ !