جعفر شهرى باف

532

طهران قديم ( فارسى )

اسباب نيز برقرار ميسازد اما اين احوال و ديگر مدارك از قبيل جهيدن و پريدن و از درخت بالا رفتن و ترسيدن از پارس سگ و مانند آن دستاويزهايى بود براى بعضى دختران دستمالى شده‌ى خود لو داده كه بدان متمسك گرديده ، تا شايد برائت يافته صداى دشمنان و ايراد داماد و كسان او را در شب عروسى و غير آن خاموش بكند ؛ چنان كه اين دستورات از توصيه‌هاى هر دختردار به دختر بود كه از بلندى نپرد و از جايى به جايى نجهد و از درخت بالا نرود و حتى واجبى استعمال نكند كه از اين امور بكارتش صدمه خواهد ديد تا آنجا كه اگر دختر پير دختر شده بود هنوز از نوره استفاده نكرده آن را كنده يا چيده يا بالاى آتش كز داده و اين احوال را رعايت نمود ، همچنين در شب عروسى كه زهار دختر را اكثرا بند مىانداختند . پارگى دامن اين داستان طنزآميز هم در اين زمينه بود كه مادرى دخترش را همه روز توصيه مىكرد كه با پسرها راه نرود كه دامنش پاره خواهد شد و عاقبت هم پسرى او را به خلوت كشيده دامنش را پاره گردانيد ! چون دختر وضع خود دگرگون نگريست و از پسر چاره طلبيد پسر به دلداريش برخواست كه خودش دوخته دامنش را سلامت ميسازد و چون دو سه بار به دوخت و دوز آن برآمد دختر به سفارش برآمد كه كوك‌هاى آن را هرچه محكم‌تر زده سر قايمىتر بكند ! دنباله كار حمام زنان پس از نشستن مشترى به روى سينى ، دلاك آمده دو سه دست سرش را شسته ، آبگير در لگنش كف صابون براى شانه كردن موهايش ساخته آب بسرش مىريخت و اگر حنا و رنگى لازم بود به موها و دست و پايش مىبست و تنش را با پيه و چربى ، چرب مىكرد و به حال خودش تا چركهايش بخيسد مىگذاشت و سراغ مشترى ديگر رفته پس از كار او برگشته به چرك‌گيريش مىپرداخت . كار كيسه‌كشى زنها خلاف مردها كه آنها را به روى زمين مىخواباندند بود كه پس از ساييدن دست و پا و سينه سر پايشان كرده بطور ايستاده كيسه‌شان