جعفر شهرى باف
528
طهران قديم ( فارسى )
قرهقوروت « 136 » خود را در آن بگذارند ، جعبهء اسباب بزك براى تازه عروسها با محتويات آن مانند : سرخاب ، « 137 » سفيداب ، « 138 » بادام سوخته ، فندق سوخته ، « 139 » با خوردنى و دهانگيره ، مثل ميوهء فصل امثال هندوانه ، خيار . انار . خربزه . كاهو با سركه . ليته ترشى ، گوشت كوبيده « 140 » . شامى لپهء لاى نان . كوفته شامى . اگر حنا و رنگ « 141 » مىبستند و حنا و رنگ كه در قوطى ريخته يا در كاغذ پيچيده شده بود . واجبى « نوره » كه خود در خانه از آهك و زرنيخ و سفيداب اعلا تهيه ميكردند با اين سليقه كه واجبى حمام خاكستر داخلش مىشود و سياه مىكند . تخم مرغ و مورد و نخود خام كوبيده براى بستن به سر و تقويت موها ، سفيداب قلع براى نرم كردن و سفيد كردن بعد از واجبى . « 142 » شيشهاى شير و سفيدهء تخم مرغ براى ماليدن به تن بعد از صابون و ليف جهت رفع سوزش و لطيف ساختن ، سدر براى شستن دست آخر سر كه مو را شفاف و محكم بكند . « 143 » موميائى . « 144 » روغن و
--> ( 136 ) . مادهء سياه رنگ ترشى كه از كشك درست مىكنند و براى جلوگيرى از عرقسوز شدن و آمدن چرك به تن مىماليدند . ( 137 ) . گردى سرخ رنگ لطيف كه زنان به گونه ميماليدند و خوبترينش از يزد مىآمد . ( 138 ) . سفيداب گرد سفيدى از سوختهء قلع يا روى كه سفيد آن به كار زينت و كدر آن به مصرف مرهم جهت جراحات ميرسيد . خوبترين نوع آن نيز از تبريز ميآمد . ( 139 ) . بادام يا فندق را روى شعلهء چراغ روغنى سوزانده ، براى سياه كردن ابرو به كار ميبردند . ( 140 ) . گوشت كوبيدهء از آبگوشت شب مانده را لاى نان مىگذاشتند و لوله كرده براى دهانگير ، به حمام ميبردند و آن را غاذى مىگفتند . ( 141 ) . سائيده برگى كه رنگ سياه از آن به دست مىآمد و براى رنگ كردن موى سر به كار ميرفت . هرگاه با حنا ممزوج ميگرديد رنگ مو را خرمائى مىنمود . ( 142 ) . سرخاب و سفيداب را تا بهتر به صورت بخوابد مدتى لاى كاغذ پيچيده زير فرش مىگذاشتند و رويش راه مىرفتند . ( 143 ) . علاوه بر خواص بالا براى سدر هفتاد و دو خاصيت ديگر قبول مىكردند كه از جمله گر كسى در هر غسل جمعه سدر به تن بمالد بدنش از آتش دوزخ مصون خواهد ماند . ( 144 ) . مادهاى سياهرنگ مانند زفت كه اصل آن از كوههاى بختيارى بدست مىآمد ، چيزى كه مانند