جعفر شهرى باف

529

طهران قديم ( فارسى )

تخم مرغ براى زائوها كه موميائى را به تنش ماليده و زردهء تخم مرغ را بر روى كيسه كهنه‌اش مىانداختند « 145 » تا روى آن نشسته رحمش قوت گرفته بالا رفته عود به حال اول بكند و در بيرون آمدن از گرمخانه چند تا از تخم مرغها را نيمرو كرده يا زردهء آنها را خام خام به او بخورانند . مغز كوبيدهء قرص كمر « 146 » كه با زردهء تخم مرغ خمير كرده جهت قوت بر كمر و ملاج « 147 » سرش بچسبانند . عسل و آهك بيخته كه اگر لك مىديدند ، خمير كرده تا به مهره كمر بيندازند . دستمال شب‌هائى كه بعضى از حيث استعمال به صورت پوست درآمده بود براى شستن و بيشتر جهت خودنمائى سفيدبختى كه با اسباب حمام بياورند . طاس « 148 » يا مشربه « 149 » يا هر دو براى دم دست و آبگيرى كه صابون پاك و نجس سر و تن‌شوئى و كهنه‌دستمال‌شوئى را در آنها مىگذاردند . اينها بود كه يكى دو ساعت قبل از ورودشان آبگير « 150 » آنها را بر سر و زير بغل گرفته به حمام ميرسانيد و در جاى مخصوص هميشگيشان از شاهنشين قرار داده جامه‌دار و دلاك مخصوصشان را مطلع مينمود . سينى زير پا هنگام ورود اين گونه مشتريان كه دلاك و آبگير مخصوص داشته با شخصيت بودند زن استاد ، سلام و تعارفات معموله را بجا آورده به محل معين خود هدايتشان كرده ، خانم كه جامه‌دار لنگش را از بغچه درآورده بيرون گذاشته بود به كمر

--> انگم يا صمغ از شكاف سنگهاى غار حاصل مىشد و داراى خواص بسيار از جمله التيام شكستگى و ضرب‌ديدگى و تقويت استخوان و كمر و غيره . ( 145 ) . كيسه كهنه‌هاى حمام زن‌ها كه ديگر به كار چرك‌گيرى نمىآمد ، به مصرف آن ميرسيد كه در حمام زردهء تخم مرغ رويش انداخته براى جمع شدن و قوت گرفتن رحم به فرج مىگذاشتند . ( 146 ) . ميوه‌ى بوته‌اى بيابانى به رنگ سرخ جگرى به اندازهء انجير درشت كه كنار آتش مىگذاشتند و مغزش را بيرون آورده براى تقويت يا قاووت كرده ميخوردند و يا با زردهء تخم مرغ به كمر مىبستند . ( 147 ) . جلو سر . ( 148 ) . ظرف مسى دهان گشاد ته باريك لب كنگره‌اى كه بعد از آن لگن جانشينش گرديده . ( 149 ) . ظرف مسى استوانه شكل لب كنگرهء دسته‌دارى كه با آن آب به بدن ميريختند . ( 150 ) . كارگرى از كارگران گرمخانه جهت آب ريختن در ظروف و بدن مشترى .