جعفر شهرى باف
517
طهران قديم ( فارسى )
زت و زنگوله نام مينهد و زن آهى كشيده ميگويد : بعد از حسنى خاك بر سر دنيا و زت و زنگولههايش . ما را پس از او اين گونه چيزها به چه كار ميآيد ؟ ! . . . كه ديگ حمام سوراخ بگرديه ! همچنين از بوق حمام اين قضيه معروف بود كه : وقتى هنگام سحر تيون « 103 » خزينه حمامى سوراخ مىشود و حمامى كه نمىداند جواب مراجعين را چه بدهد با بوق حمام به پشت بام ميرود و در آن دميده با لهجهء خود ميگويد : اى اهل محل ! آنها كه ك . . . اند تيمم بكنند ، آنها كه ن . . . اند نكنند و آنها هم كه مشغول شده در بكشند كه ديگ حمام سوراخ بگرديه ! رواج حمام اين حمامها در چند نوبت رواج ميگرفت : اول شب عيد نوروز كه از دو سه روز مانده تا توپ عيد « 104 » غلغله ميشد و اين حمامى بود كه در آن بچهها را هم كه تا نوروز ديگر حمامشان را رفته باشند با خود به حمام ميبردند ، ايامى كه در آن ، جاى پا گذاشتن به نظر نميرسيد . ديگر روز و شب پيش از ماه رمضان تا سحر آن كه براى تطهير كامل و غسل ( نيت ) « 105 » ميآمدند حمامى همه گير كه براى ماه رمضان خود را پاكيزه نگاه داشته با آلودگى داخل آن نشده باشند ، يعنى حمامى كه حتى چوب خطى « 106 » ها كه جنابتهاى كبره بستهء روى هم ( از اول دسته بيل تا
--> ( 103 ) . ديگ ، چيزى از مس شبيه مجمعه كه در كف خزينه كار مىگذاشتند و زيرش آتش ميكردند . ( 104 ) . در هنگام تحويل سال در دروازههاى تهران توپ در ميكردند تا مردم بفهمند كه سال تحويل و آفتاب وارد برج حمل شده است . ( 105 ) . يكى از انواع غسلها هم غسل نيت روزهء ماه رمضان بود كه آن را مستحب مؤكد مىدانستند . ( 106 ) . چوب خط تركهء انار يا سنجد بود براى خانهدارهائى كه حساب جارى با قصاب و نانوا داشتند و آن را به هنگام خريد با خود ميبردند و پس از دريافت جنس ، قصاب يا نانوا با چاقو نشانهاى بر آن مىگذاشت و سر ماه خطها شمرده شده حساب تسويه ميگرديد . مثلا هر يك نان يك خط و پنج سير گوشت يك خط بود و چون مقدارى يا همهء خطها تسويه مىشد ، قسمتى يا همهء خطها هم تراشيده شده باطل ميگرديد . همچنين چوب خطى به كنايه بود كه فلانى چوب خطى معامله يا غسل مىكند يعنى همه را يك جا حساب يا غسل مىكند ، نيز براى آن دسته كه اعتبارشان پيش كاسب