جعفر شهرى باف
514
طهران قديم ( فارسى )
و حجامت كه هر شش ماه يا سالى يك بار بود و به حساب حمام نمىآمد . اما چه بسا اشخاص كه همين اندك مبلغ را هم فاقد بوده سال به سال تنشان رنگ آب گرم به خود نمىديد و اگر جنابت و غسلى هم به هم ميرساندند در خانه يا جوى و نهرى گربهشو « 97 » ميكردند . تا آنجا كه اين مثل هم سر زبانها بود كه : فقيرى را گفتند چرا به حمام نميروى ؟ گفت : دنيا آمديم ماما شست ، از دنيا ميرويم مردهشو مىشويد . سنت پسنديده اين نيز سنتى پسنديده در ميان حمامىها بود كه پول آب يعنى اجرت طهارت و غسل را بر زبان نمىآوردند و آن را به اختيار مشترى مىگذاشتند و كم و زياد آن را دقيق نمىشدند از آن جهت كه مبادا كسى آب لازمش بوده يعنى غسل واجب داشته پولش را نداشته باشد و چه بسيار كه تابلو يا تابلوهائى نيز در داخل و بيرون حمام به اين مضمون ( غسل فقرا مجانى مىباشد ) مىآويختند . از طرف ديگر بانيان حمام هرگز حمام را به نيت استفاده و عايدى بنا نمىكردند بلكه براى قربت و ثواب اخروى و باقيات صالحات ميساختند ، اگر هم اجارهاى بر آن مىبستند بسيار ناچيز و از جهت مرمت خرابىهاى آن بود و يا خرج مسجد و امامزادهاى بود كه خود حمام وقف آن شده بود ، از اين رو حمام و همه چيز آن از لولئينخانه « 98 » و آب و زمين حمام وقف عام بود كه هر كس مىتوانست در آن رفع حاجت كند يا از آب آن وضو بسازد و يا در آن نماز بگذارد بدون آنكه جزء مشتريان باشد و فايدهاى براى حمام داشته باشد ، تا آنجا كه در هنگام اجراى صيغهء اجاره با حمامى ، اين مطلب را مقيد مىساختند كه تكليفى در اجرت حمام به غسلكنندگان و مستحقان نداشته باشد .
--> ( 97 ) . شستنى كه با آبى مختصر يا ظرف آبى انجام گيرد ، گرفته شده از شستشوى گربه كه با زبان خود را تميز مىكند . ( 98 ) . مستراح .