جعفر شهرى باف
513
طهران قديم ( فارسى )
ميآمد دادنىهاى مشترى را به ذهن مىسپرد و زودتر از او از حمام بيرون مىآمد و نشانى داده دريافت ميكرد و باز همان و همان ميشد . وظيفه آخر جامهدار هم اين بود كه كفش مشترى را از كته « 87 » درآورده و پاى دستگاه جلوش جفت نمايد ، مگر مشترىاى كه مشتمال نكرده چيزى عايد مشتمالچى ننموده بود كه در اين صورت اين كار را خود مىبايست به عهده بگيرد . و كار دلاك كه با نداى مشتمالچى براى مشتريان غريبه از گرمخانه بيرون آمده كارهاى او را از قبيل گرفتن واجبى ، كشيدن كيسه و صابون ، سرتراشى و حنا و غيره ارائه نمايد . اسامى كارهاى داخلى حمام هم به زبان مازندرانى بود كه غالب حمامىها را هم مازندرانىها تشكيل مىدادند . اينها بود : كجى « 88 » ، ليس « 89 » ، ميس « 90 » ، تنمال « 91 » ، كفى « 92 » ، ترشه « 93 » ، حجمه « 94 » ، چاى و قليان و چپق و مانند آن هم حساب نمىشد و جزو پذيرائى به حساب مىآمد . پول حمام و اجرت دلاك پول حمام به اين قرار بود : براى آب يعنى غسل تنها و تطهير و چاله حوض شش شاهى ، براى واجبى دو شاهى ، كيسه پنج شاهى ، صابون پنج شاهى ، سر يا ريشتراشى چهار شاهى ، حجامت هشت شاهى ، مشتمال بيرون يك شاهى ، مشتمال داخل دو تا « 95 » پنجشاهى كه صورت انعام به خود ميگرفت . به اين صورت يك قران يا كمى بيشتر خرج كامل يك حمام ( سر تن مهر ) « 96 » بود ، سواى رگ زدن
--> ( 87 ) . دهانههائى زير صفهء رختكن براى گذاشتن كفش . ( 88 ) . واجبى . ( 89 ) . مشتمال توى گرمخانه . ( 90 ) . مشتمال بيرون گرمخانه . ( 91 ) . كيسهكشى . ( 92 ) . صابون . ( 93 ) . سرتراشى يا ريشتراشى . ( 94 ) . حجامت . ( 95 ) . مشتمال قبل از كيسهكشى و مشتمال بعد آن . ( 96 ) . كامل ، تمام عيار ، همه چيز تمام .