جعفر شهرى باف

510

طهران قديم ( فارسى )

ناگفته نماند كه اين اختيارات در اكثريت مردم مو به مو اجرا ميشد و هيچ امرى از امور دنيوى را بدون آنكه از منجمين و كتاب‌هاى نجومى و كتب درسى و تقاويم متداول بدست آورند انجام نمىدادند و چه بسيار مردمى كه سواد داشتند و يك دورهء نجوم احكامى را در سينه سپرده جزء و كل كارها را از روى آن انجام ميدادند . كارهاى سربينه در سربينه لنگ كمر و شانهء پولدارها دو مرتبه عوض ميشد و پاهايشان كه از حوض سربينه بيرون آمده روى صفه رفته بودند خشك ميشد و لنگ تميزى پاى رخت‌پيچشان گسترده ميشد ، كه روى آن جلوس ميكردند و لنگ ديگرى هم بر روى سر و پشتشان انداخته شده مشتمالچى سربينه شروع به مشتمالشان ميكرد . اين مشتمال خلاف مشتمال داخل گرمخانه بود كه همه‌اش زور و ضرب و مالش و نرمش دلاك در آن به كار برود ، بلكه مشتمالى بود براى خشك كردن بدن كه به ملايمت كامل و به صورت دستمالى به تن انجام ميگرفت . مگر آنهائى كه در اينجا نيز مشتمالى قوىتر ميخواستند كه مشتمالچى پس از دستمالى و عرق‌گيرى بر روى شانه‌هايشان سوار ميشد و مشت بر سينه‌هايشان مىكوبيد و از پشتشان به پائين مىخزيد و بازوهايشان را مشت‌كارى ميكرد و كف دست را گود ميكرد و بر اعضايشان مىنواخت و صدا از بازو و سينه و پشتشان درميآورد و بر روى رانهايشان كه دو زانو نشسته بودند قدم ميزد و درازشان كرده روى سينه و پاهايشان راه ميرفت و دمرشان نموده پشتشان را لگد مينمود و بلندشان كرده به پشتشان ميرفت و دستهايشان را از پس بر روى هم گذارده بغلشان كرده رگ پشتشان را ميشكست و گردنشان را به چپ و راست ميچرخاند و با درآوردن صدا رگ آن را ميگرفت و مشتمال ناآشنايان با آنكه آنها نيز موظف به پرداخت يك شاهى اجرت مشتمالچى بودند ، دستى به پشت و دستى به سينه‌شان كشيده گردشى با شدت به استخوانهاى كمرشان كه گوئى ميخواهد درهم بشكند داده كارشان به آخر ميرسيد .