جعفر شهرى باف
511
طهران قديم ( فارسى )
پذيرايى در سربينه و خواب بعد از مشتمال ، مشترى در پذيرائى آبدار « 82 » و سرچاقكن « 83 » قرار ميگرفت كه آبدار برايش قنداق يا چاى يا قهوه ميآورد و سرچاقكن از نوع همان قليانها كه بالاى قفسه و طاقچهبندىها چيده شده بود ، قليان جلوش مىگذاشت و يا چپق به دستش ميداد و آب خوردن جلوش ميگذاشت و تر و خشكش ميكرد « 84 » تا كم كم كه نم بدنش ورچيده شده لباس ميپوشيد و يا طبق دستور حكما چرتكى نيز زده . آنگاه مشغول پوشيدن مىگرديد . چرت و خوابى كه در اينجا گفته مىشود نيز از قول حكما بود كه نظر داشتند : بعد از هر غذا بايد راه رفت اگر چه يك قدم باشد و پس از جماع بايد ادرار كرد اگر چه يك قطره باشد و بعد از حمام بايد خواب كرد اگر چه يك لحظه باشد . سارقين حمام در ميان سارقين ، دزدانى هم مخصوص حمام بودند كه البسه و اسباب حمام مشتريان « 85 » يا لنگ حمامى را سرقت ميكردند كه اينها را « لنگزن » مىگفتند و روزى نبود كه از جهت اينها غوغائى برپا نشده ، رخت و لباس يكى به يغما نرود يا لنگ حمامىاى از زير لباس يكى بيرون نيامده باشد . كار اين سارقين اين بود كه البسهء كهنهء خود را با لباس نو و بهتر ديگرى كه از بيرون يا در سربينه نشانش كرده بودند عوض ميكردند ، كه البته محتويات جيبهاى آنان با آن به سرقت رفته بود و لنگهاى نو يا نوتر حمامى را هنگام لباس پوشيدن به كمر مىبستند يا در
--> ( 82 ) . قهوهچى . ( 83 ) . قليان چاقكن ، چپق چاقكن - اين كار شغل بخصوصى بود كه در قهوهخانهها و حمامها به دست متخصصين آنها سپرده ميشد . مهمترين سمت در حد خود بود كه در اختيار سالمندان و پيرمردها قرار ميگرفت و دارندهء آن را خليفه يعنى بزرگتر ميگفتند . هر بزرگ و اعيان و رجال و عالم و آيت اللهى در جزو نوكرها كسى را هم به نام سرچاقكن داشت كه همه جا همراهش بود و برايش قليان يا چپق چاق ميكرد و اين نيز شخصيتى براى آن بزرگ به حساب ميآمد . ( 84 ) . پذيرائى و خوشخدمتى . ( 85 ) . بعضى افراد اسباب حمام شخصى با خود ميآوردند كه تعداد آنها در روز به بيش از يكى دو نفر نمىرسيد .