جعفر شهرى باف
493
طهران قديم ( فارسى )
صابونزنى صابون زدن پس از اتمام كيسهكشى بود كه معمولا مشترى را « كه گاهى جمعيت آنان تمام سكو را اشغال مينمود » روى سكوى پاى خزينه نشانيده از خزينه يا حوضچهى پاى خزينه آب به سرش ريخته صابون به دستش ميدادند ، يا اگر خصوصى و انعامى بود خود صابون به سرش ماليده چنگ مىزدند و در سه نوبت آب ريخته با هر نوبت ليف و صابونى كه هر بار بر ليف دميده آن را به صورت انبان باد درميآوردند و از آن كف و حباب صابون بيرون ميآوردند به تنش ماليده كار صابونزنى را تمام ميكردند . در آخر هم ليف كف كردهاى براى شستشوى اعضاى نهانيش به داخل لنگش فشرده روانهاش ميساختند ، و اين كفى بود كه خود مشترى با آن رفته شرمگاه را تميز مينمود . اما ترتيب كار بىپولها و غريبهها غير از اين بود كه دو كيسه يكى به سر و يكى به تنش كشيده بلندش ساخته و در صابون زدن هم هنوز ليف به بدنش نرسيده پف ماليش نموده بلندش مىكردند مگر بعضى هوشيارها كه به مجرد نشستن زيردست دلاك نداى انعام داده او را مستحضر نمايند ، يا مانند خود نگارنده كه در حمامهاى غريب پول انعام را در پر لنگ با خود به داخل برده قبلا بسپارم و در اين زمينه نيز اين داستان كه ذكر مىشود : روزى اصفهانىاى به حمام حكيم هاشم بازار بزازها ميرود و چون به زير
--> پس از مقدماتى گفت : اى مردمى كه عزل علاء الدوله را بخاطر ظلم و ستم و دزدى و خيانت درخواست مىكنيد ، آيا خودتان اگر جاى او بوديد با مردم بهتر از او رفتار مىكرديد ؟ و اضافه كرد : آى بقال ! مثلا خود تو كه خرده پنير و ماست ماندهها را به فقير بيچارهها و خوب و تازهء آن را به پولدارها ميدهى علاء الدوله نيستى ؟ آى قصاب كه گوشت مغز ران را به حاجى ، دارا ، آجان و ارباب ميدهى و لثه پوستههايش را براى بيچارهها ميگذارى و زيادتر هم پول ميگيرى ؟ آى سبزىفروشى كه آجان را با يك شاهى هم يخ و هم سبزى ميدهى . و وقتى بچهاى براى خريد خانه ميآيد سبزى گنديدههايت را به دامنش ميريزى و آى دلاك حمام كه براى جيببرى مشترى چركهاى همه جاى تنش را لوله ميكنى و پيش چشمش مىآورى و جلو سر و همسر خجالتش ميدهى شما خودتان علاء الدوله نيستيد كه جمع شدهايد بهتر از علاء الدوله ميخواهيد ؟ ! و اضافه مىكند عوض او انوشيروان عادل را پشت دروازه نگه داشتهايد كه اين را برداشته يكى او را بياوريد ؟ ! تا اينجا كه من سراغ داشتهام هيچ بدى نرفته كه خوب جايش بيايد و سگ زرد برادر شغاله و سگ زرد و سفيد و سياه ندارد همهشان سگ ميباشند .