جعفر شهرى باف

482

طهران قديم ( فارسى )

ناخوشى كه به صورت آب حمام درمىآمد . در عين حال آبى كه آن را درمان هر درد درونى و بيرونى و زخم و جراحت و بريدگى و شكستگى و علاج امراضى مانند سرفه و تنگ نفس و زكام و ذات الريه و سل و سينه‌پهلو مىدانستند و به صور مختلف آن را مورد استفاده قرار مىدادند از قبيل : استنشاق و مضمضه و غرغره جهت باز شدن سر و مغز و آواز و صدا و نوشيدن يك تا سه كف از رويهء آن جهت علاج درد سينه و مرى و صرف نيمگرم پيوستهء آن براى ذات الصدر ( درد سينه ) و تنگى نفس و بعد از خوردن مسهل جهت رفع مضرت آن و تا ده روز براى زائو به صورت نوشيدن در صبح و عصر جهت جلوگيرى از دردهاى زايمان و پس‌درد و داخل كردن آن در مرهم‌ها براى تسريع التيام جراحات و ساختن شياف‌ها با آن جهت امراض رحمى و مقعدى ، مانند شقاق و بواسير و نواسير و در آخر جهت بريدگىهاى با كارد و قمه و قداره و چاقو كه عاجل‌ترين مداوا به حساب مىآمد ، تا آنجا كه براى قمه‌زن‌هاى دسته‌هاى تيغ‌زن « 17 » و قمه‌زن در روزهاى تاسوعا و عاشورا هيچ معالجى مؤثرتر از آب حمام نبود كه خود را به آن رسانيده سر به زير آب خزينه فرو برده دقايقى زخم را همسايهء آب بكنند ! اگر چه مهلك‌ترين دريدگىها و جراحات را به سر مىداشتند و عجيب‌تر آن كه كمتر از اين گروه هم بود كه با همان آب معالجه نشده حاجت به مرهم و داروئى ديگر پيدا نمايد ! مگر آنكه جراحت هولناك و احتياج به بخيه و جراح و بالاتر از آن داشته باشد ! چاله‌حوض و كارهاى در آن چاله حوض آبگيرى وسيع در ابعاد مختلف از ده تا بيست ذرع طول و پنج تا ده ذرع عرض بود . سرپوشيده‌اى با سه چهار تا شش هفت گز عمق كه بلا استثنا در تمام حمام‌ها ساخته شده بود و اين از دو جهت مورد لزوم قرار مىگرفت كه اولا مخزن ذخيره‌اى براى كسر آب حمام در موقع كم‌آبىها بوده باشد و ديگر در

--> ( 17 ) . نذر عده‌اى از اهل تشيع كه به طرفدارى از حسين بن على سر خود را تراشيده به اجماع آن را به ضرب قمه و قداره شكافته مجروح مىساختند .