جعفر شهرى باف

483

طهران قديم ( فارسى )

تابستان‌ها وسيلهء بازى و شنا و ورزش مشتريان و جلب ايشان و جبران كساد كار حمام ، كه معمولا در تابستان‌ها رو به نقصان مىگذارد . مشتريان چاله‌حوض‌ها معمولا لشوش ، ولگردها ، بيكاره‌ها ، لاتها ، هرزه‌ها ، بچه‌هاى بىسرپرست ، منحرفين ، فاعلان ، مفعولان ، اغواگران اطفال و كم و بيش ورزشكاران و شناگران ذوقى بودند كه جهت تمرين و تقويت اعمال آب‌بازى و مسابقات و نمايشات در آن گرد مىآمدند و اين همان اعمال بود كه دسته‌هاى بالا را براى تماشا به سوى خود مىكشيد . بيش از هر اسباب جهت تفريح و لذت و خوشگذرانى روزهاى تابستان ، چاله حوض بود كه با اندك پول آبى كه از پنج شش شاهى تجاوز نمىنمود ، مىتوانستند صبح را در حمام به ظهر و ظهر را به شب رسانيده ، بلكه يكسره با بردن نان و پنير و خوردنىاى مثل آن صبح را غروب بكنند و وسيله‌اى بدون معارض كه به نام شنا و آب‌بازى ، اطفال را در آن كشانيده به بهانهء ياد دادن و با گرفتن زير شكم و گرداندن آنها به روى آب با آلتين و پس و پيش آنها نيز بازيده روى آن‌ها را باز و در فرصت مناسب و خلوتى چاله حوض ، در پس جرز و پاى پله و كنج سكوئى تحصيل كام نمايند و ديگر محل مناسب معاشقات و مبادلات هم سن و سالان با يكديگر و كسب لذات بصر نظربازها از اندام پسران عور و همينطور محل تهديد و تخويف و هراس افكندن در دل معشوقگان و همراهان متمرد نامطيع با زير آب كردن سر آنها و نگهداشتنشان تا حد خفگى و وسيلهء باز كردن راه تمنا و وصال و مانند آن از آنان كه بهترين اسباب ميآمد ، در اين زمينه چه بسيار اطفالى را كه براى ترساندن سر به زير آب كرده و چندان نگاه مىداشتند تا كارش از كار مىگذشته نعشش به روى آب مىآمد و چه بسيار هم كه اين عمل را پس از انجام مقصود از ترس گرفتارىهاى بعدى و رسوائى با آن‌ها انجام داده زير آبشان مىكردند . شايد ضرب المثل ( سرش را زير آب كرد ) يا سر زير آب كردن نيز از اين احوال بوده باشد . وقايعى از اين قبيل و احوالى كه همه ساله چند تن نابود همين چاله‌حوض‌ها مىشدند و كشته‌هائى توسط آن‌ها كه خود حمامى براى اين كه شكست حمامش نشود ، وسيله سرپوش و اختفايشان مىشد و نامشان را خفگى در