جعفر شهرى باف
478
طهران قديم ( فارسى )
مىكردند و سطلهائى آهنى در آنها كه از آب آن خود را شستشو نمايند و در و حفاظ آنها هم لنگهاى خود واردين بود كه هنگام ورود از خود باز كرده جلو آن مىآويختند و محفظهاى در طرفى ديگر آن كه انبار آهك و زرنيخ واجبىخانه بشمار آمده داروى آن را ساخته آماده مىكردند « واجبى عبارت از آهك آب زدهاى بود كه از غربال يا الك گذرانده همراه يك سوم زرنيخ و يك چهارم خاكستر در آب خمير مىكردند . » « 10 » گرمخانه صحن گرمخانه ساختمانى كاملا شبيه به سربينه داشت با طاقى گنبدىشكل و چهار ستون سنگى يا آجرى براى نگاهدارى گنبد سقف و ( غلام گردش ) « 11 » ى در اطراف گنبد در عرض دو ذرع و كم و بيش حايل و نگاهدارندهء طاق و ديوارهائى از يك ذرع به بالا ، سفيد كرده با آهك و لوئى « 12 » و هزارهاى در اطراف از كاشىهاى يك ذرعى عكس برجسته مانند كاشىهاى سربينه از نقوش پهلوانى و تمثالهاى پهلوانان در حال كشتى گرفتن و احوال گوناگون ورزش باستانى از شنا و ميل گرفتن و كباده و سرشاخ و كشتى و زير خم و خاك كردن و رزم و بزم دلاوران و كفى آجرى ، مفروش با آجر نظامىهاى « 13 » نيم ذرع در نيم ذرع و دهانهاى بالاى چند پله در جهت طول حمام كه به چاله حوض « 14 » منتهى مىگرديد
--> ( 10 ) . نوره ، واجبى يا داروى نظافت خميرى براى زدودن مو كه آن را بر موى خشك كه آب به آن نرسيده باشد ماليده دقايقى تأمل نموده موها را هر چند لحظه يك بار گرفته ميكشيدند تا وقتى كه ملاحظه كنند مو به راحت كنده مىشود ، در اين هنگام آب ريخته شسته پاك مىكنند . ضمنا داروئى است خطرناك كه اگر زيادتر به بدن بماند ، پوست را خورده مجروح مىكند . ( 11 ) . پاگرد ، فضايى است در اطراف طاق اصلى يا گنبد . ( 12 ) . كرك گلنى - محلهاى نمناك را كه گچ دوام نمىآورد با ( آهك صابونى ) ( * ) كه آهك سفيد اعلا بود و همراه لوئى ممزوج شده بود سفيد ميكردند . ( * ) . اسم آهك سفيد اعلا . ( 13 ) . خشت پختهاى به اندازهء نيم ذرع و به ضخامت چهار انگشت كه كف حمامها و حياط را با آن فرش مىكردند . و دهانهء قبر را با آن مىپوشاندند « سنگ لحد » . ( 14 ) . استخر سرپوشيده .