جعفر شهرى باف
479
طهران قديم ( فارسى )
و مقابل در ورودى مدخلى كه بعد از چند پلهء صعودى به خزينه مىرسيد . خزينه - خزانه خزينه عبارت از حوض سرپوشيدهء آب گرمى جهت استحمام تمام مراجعان به حمام بود كه سالم و مريض در آن شستشو مىكردند و از زير توسط مدفوع حيوانات و وسيلهء فردى به نام « تونتاب » گرم مىشد ، يعنى اصل و اساس حمام كه به جاى دوش و وان و مثل آن به كار مىآمد و در هر حمام يك يا دو خزينهء ديگر در جنب اين خزانه قرار داشت كه توسط مجراى باريكى كه از او به پهلوئى و از آن به ديگرى مىرسيد ، نيم گرم و ولرم مىگرديد ، تا هر كس مطابق طبع خود ، آبى از داغ و گرم و سرد داشته باشد و كثيفترين اين خزينهها ، خزينه ميانى بود كه آبى نيم گرم داشت و اطفال و كودكان را از آن خوش مىآمد و مراجعان زيادتر ميگرفت . اين خزينهها در سال يك بار يا دو بار تعويض آب مىشدند و در ديگر اوقات آب روى آب شده كسر آنها كه براى صابونزنى و ليفزنى برداشت مىشد ، از آب چاله حوض يا آبانبار حمام كه مسلط بر خزينه بود تأمين مىشد . يا به قول شيخ اكبر مسألهگو از شاش مردم پر مىشدند مگر آب خزينههاى حمام محلات اعياننشين كه هر سه ماه ، يك مرتبه تعويض مىشدند ! اگر حمام و آداب آن دلپسند و قابل اعتنا بود كه جهت تمدد اعصاب و رفع خستگى و نظافت بهترين محل بشمار مىآمد اما از جهت آلودگى آب و استفاده از آن بدترين مكانى كه بنام حمام شناخته شده بود در حدى كه امروزه حتى تصور احوال نارواى آن غير مقدور مىباشد ، و تا اهميت تازه بودن آب حمام را كه هر وقت عوض مىشد چقدر مورد توجه قرار مىگرفت روشن كنيم ، بايد بگوئيم اين واقعه از امور مهمهاى بود كه با كوس و كرنا به سمع اهالى مىرسيد و در آن روزها بوق حمام و جارچى و منبرى و مثل آن به كار گرفته مىشد و هر كس توانسته بود از آن حتى در هفتههاى اول استفاده كند از افراد خوش طالع و موفق به شمار آمده بود ، از آنجا كه چنان هجومى به حمامى كه تازه آب خزينهء آن عوض شده بود برده ميشد كه تنها اشخاص دست و پادار مىتوانستند به آن برسند !