جعفر شهرى باف
474
طهران قديم ( فارسى )
ديگر قفسههاى قدّ پادارى در دو طرف مخرج سربينه به طرف گرمخانه كه مطابق جرزهاى آن ، جاسازى شده دو طرف آن نيم طاق مانند به هم پيوسته طاقنمائى را معلوم مينمود ، قفسهاى مخصوص لنگهاى پستائى « 7 » از لنگهاى نو با رنگهاى قرمز آتشى و خطوط و ستارههاى « 8 » زيبا كه با طرز استادانهاى آنها را روى هم چيده ، نقوش هندسى جالبى از آنها بيرون آورده ، سر آنها را به طرف خارج مايل مىساختند و طاقچههاى چوبىاى در اطراف ديوارها كه بر روى آنها صابون سالانه و انواع كوزه قليانهاى بلور و چينى فتحعلى شاهى و محمد شاهى و ناصرى و اتابكى از نوع روسى و پاريسى ، همراه قهوهخورىها و استكان نعلبكىهاى لب قرمز و لب طلايى و چپقهاى سرچينى و سفال و نقره و سرقليانهاى نقرهء فيروزهنشان شرابهدار گوناگون براى پذيرائى از مشتريان چيده شده بود و كم و زياد اين اسباب و آلات بود كه حقارت و اهميت حمام را مىرساند ، مخصوصا اگر بالاى قفسهها هم لنگ و يكى دو طاقچه هم قالبهاى صابون كنگره برجى چيده شده بود كه عظمت و اعتبار حمام را چندان مينمود . بايد متذكر شويم كه اين اسباب به غير از تجمل و نمايش نيز جزء ابزار كار حمام به حساب آمده از ضروريات شمرده مىشدند ، چه تعارف قهوه و قليان و چاى و چپق فصل به فصل از واجبات پذيرائى بود كه بايد دربارهء مشترى به عمل آورند ، مخصوصا پس از خروج از گرمخانه و ورود به سربينه تا خشك شدن و پوشيدن لباس از احترامات واجبه و حتميه بود كه هر كس را مطابق شأن و موقعيت او چاى يا قهوه جلوش گذارده ، چپق يا قليان به دستش دهند و آن همان اسباب و اشياء بود كه علاوه بر جلوه و جلا دادن سربينه ، مانند لنگ و صابون و استكان نعلبكى و كوزه و سره و ميانه قليان كه ميله و كنگره و دسته مىكردند براى روز مبادا پستائى شده ذخيره و پسانداز مىگرديد .
--> و درباره بيژن و چاه زندان او هم اين كنايه كه : اگر دنبال چاله نرفته بود به چاه نمىافتاد و همينطور درباره بهمن كه با هما دختر خود همبستر شده بود اين جمله كه : بارك اللّه به غيرتت . ( 7 ) . اضافى ، يدكى . ( 8 ) . لنگهاى روسى اعلا كه نقشهاى ستاره بر آنها چاپ شده بود و از نوع بهترين لنگها به حساب مىآمد و يكى دوازده شاهى به فروش مىرسيد « شش دهم ريال » .