جعفر شهرى باف

475

طهران قديم ( فارسى )

سرچاق‌كنى حمام همچنين در گوشه‌اى از سربينه در باريك و محفظه تاريكى بود كه قهوه‌خانه‌ى حمام به شمار مىآمد كه در آن چاى و قهوه تهيه شده قليان و چپق آماده گشته بدست مشترى مىرسيد و مدخلى در طرف ديگر آن كه به فضائى منتهى شده رخت‌كن كارگران به حساب مىآمد . صحن سربينه عبارت بود از محوطه‌اى پائين‌تر از صفهء رخت‌كن با حوض آبى در وسط و در اطراف آن به ارتفاع يك ذرع تختگاهىاى غلام گردش ( رخت‌كن ) و دهانه‌هائى كته‌مانند مشرف به پاگرد در زير آن جهت جا دادن كفش‌هاى مشتريان و راهى به طرف گرمخانه و لولئين‌خانه كه هر كس مىتوانست از در حمام ، مستقيما بدون بيرون آوردن كفش « اگر غير از مشترى حمام بود و حاجتى به لولئين‌خانه « 9 » داشت » راه به داخل داشته باشد . در اينجا توضيحى لازم مىآيد و آن اين كه سربينه حمام‌ها ، مشتريان ديگرى نيز جز حاجتمندان به حمام داشتند ، از قبيل كسانى كه با لختىهاى داخل حمام كار داشتند ، مانند شاگردها كه استادهاى خود و آشنايان كه دوستان خود را مىخواستند و آنان كه در طلب آب گرم خزينه مىآمدند و آنها كه حاجت به مستراح داشتند و وضوسازان و نمازگزاران كه جهت طهارت و دست و رو آب كشيدن و تجديد وضو و به جا آوردن نماز مىآمدند كه لازم بود راه عبور اينان از صفه و رخت‌كن جدا بوده باشد و واجب به كندن كفش نشده ، نيز با پاهاى كثيف‌آلوده فرش و لنگ‌هاى صفه را ملوث ننمايند و اينان مشتريان بىپول حمام بودند كه بايد احترامشان را نيز بجا آورند . ورود به حمام پس مشترى هنگام ورود طبق اين سنت كه هر واردى بايد به حاضران سلام نمايد سلامى به استاد حمامى كرده استاد جوابش را داده با تعارف مكانى را جهت كندن رخت نشانش مىداد كه مشترى در حوالى آن كفشش را از پا درآورده در

--> ( 9 ) . مستراح .