جعفر شهرى باف
458
طهران قديم ( فارسى )
قيمت اين كلاهها نيز از سى شاهى « 98 » دو قران به بالا بود كه مطابق جيب و شأن اشخاص دوخته شده به فروش ميرسيد ، بجز كلاههاى اشرافى كه از جنسهاى اعلا تهيه شده قيمت آنها تا دو سه تومان و بالاتر به رضايت طرفين تعيين ميگرديد . كلاه پهلوى يا كلاه زوركى ! چون كلاه پهلوى آخرين كلاه آن عصر يعنى خاتم كلاهها گرديد و بر ديگر كلاهها و سرپوشها تفوق گزيد لازم ميآيد دربارهء آن به توضيح زيادتر بپردازم : از جمله قوانين عديدهى زمان رضا شاه يكى هم قانونى بود كه از مجلس شورا گذشت دائر بر اينكه مردم ايران بايد داراى اتحاد شكل بوده از يك نوع لباس و كلاه استفاده نموده كلاه نقابدار بر سر نهاده البسه و كلاههاى متعدد را كنار بگذارند و مجرى آن اداره نظميه گرديده و در دهات و قصبات امنيه كه مفاد آن را به اجرا درآورده در اين نظر كه مىخواهند براى مملكت آبرو خريده مردم را از آن سر و وضع فلاكتبار بيرون آورند و از افتخاراتشان كه از مترقيانهترين قوانين در تحول احوال مىباشد ، بدون در نظر داشتن اصل همان قانون مشروطهى دستاويز قرار داده كه مردم را در احوال شخصى خود آزاد گذاشته بود ! قانونى كه هر چه هم به نظر دستور دهنده و مقنن مفيد تشخيص داده شده بود ، اما شرط قانونى و انسانى و بلكه عقلانى آن اين بود كه نظميه و امنيه مردم را قبلا مطلع و مصوبات آن را گوشزد ساخته اسباب آن را مانند كت و شلوار و كلاه نقابدار فراهم آورند ، اما از آنجا كه به رونويس قوانين استبداد و ساير قوانين ساريهء چند هزار ساله كه كنار آن هم مادهاى بنام زورتپان تصويب شده بود ! از همان ساعت اول آژانها و امنيهها در شهرها و دهات بجان مردم افتاده به دردسر و مزاحمت اهالى پرداختند و هر روز بر فشار و تعدى افزودند تا آن را به صورت اهانت و بيحرمتى و زور و نوعى تصفيه حساب درآوردند .
--> ( 98 ) . يك ريال و نيم .