جعفر شهرى باف

457

طهران قديم ( فارسى )

ميگرديد . اول : كلاه پوستى معمولى كه اسكلت آن از مقوا بود و روى آن پوست كشيده شده سقفش را مخمل يا ماهوت نموده داخلش را آستر و ( زقره ) « 96 » ميكردند . دوم : كلاه تاجرانه ، كمى بلندتر با پوست‌هاى بهتر و پشم كوتاه كه موى آن را چين و شكن ميدادند . سوم : كلاه بىسقف و بىاسكلت ، از آستر و رويهء فقط كه از دو طرف گوشها به طرف بالا جمع شده سرش با فرورفتگىاى از وسط بهم ميآمد . چهارم : كلاه ك . قاطرى ، مانند كلاه بىسقف ، با قدى بلندتر كه بالايش بهم آمده شكافى در آن بوجود ميآمد . پنجم : كلاه اتابكى به شكل كلاه سابق الذكر در ارتفاع تا دو وجب كه سفارشى فراهم ميگرديد . اين كلاهها از سه چهار قران تا سه چهار تومان بود ، از پوستهاى مختلف ، مانند پوست گوسفند و بره و ( مرقز ) و پوست بخارا و سنجاب و سمور و غيره كه قيمتشان از گرانى و ارزانى پوستشان معلوم ميگرديد . كلاه مقوائى كلاه مقوائى از جمله كلاههائى بود كه در چند سالهء اخير متداول شده بود و از آن جمله بود كلاه جوجه فكلىها يا كلاه ( قرتى ) ها كه لبه‌اى به پهناى چهار انگشت داشت و طاق آن يك بند انگشت به داخل فرو رفته بود و معمولا جوانهاى كم سن و سال و بچه تاجرها و كم و بيش پسران تن‌فروش جاسنگين بر سر مىگذاشتند و غالبا هم آن را يكور مىنهادند . ديگر از نوع همين كلاه كلاهى از مقوا و ماهوت سياه با ارتفاعى زيادتر و بالائى جمع‌تر و طاق بدون فرورفتگى بود كه ادارىها و منشىها و دفترىها بسر ميگذاشتند و در آخر كلاه وزيرى كه از اين نيز بلندتر و با جنس بهتر دوخته ميشد و مستوفىها و معاونان و وزرا و سلطنه‌ها و دوله‌ها از آن استفاده ميكردند . اين همان كلاه مقوائى بود كه پيش‌درآمد كلاه پهلوى بود و در زمان ( اتحاد شكل ) « 97 » نقابى بجلو آن دوخته شده به صورت كلاه پهلوى درآمد .

--> ( 96 ) . نوار مقوائى كه در لبهء داخل كلاه جهت منع رسيدن عرق به كلاه دوخته ميشد . ( 97 ) . اسم قانونى در يكسان شدن لباس مردان كه از مجلس گذشته ، همه ملبس به كت و شلوار شده ، ديگر كلاهها را نيز كنار گذارده كلاه پهلوى سر بنهند .