جعفر شهرى باف

456

طهران قديم ( فارسى )

روى اجاق جاسازى شده بود كه همواره مقدارى آب صابون از وسط آن بخار مينمود و خود و كارگرش به دو طرف آن نشسته كلاه مىماليدند . كلاههاى نمدى از حيث شكل و جنس و قيمت به انواع بود و از آن جمله بود : ( كلاه نمدى ) - كلاه لبه كوتاهى شبيه عرقچين كه تا شده به روى هم ميخوابيد و ارزانتر از همه عرضه ميگرديد . « 95 » ( كلاه حسن‌بگى ) با لبه‌اى بلندتر كه لعاب خورده شق و رق به صورت نصف هندوانه ساخته ميشد . كلاه ( نيمچه بختيارى ) كه شبيه حسن‌بگى با لبه‌اى جمع‌تر و فرمى زيباتر تهيه ميگرديد . ( كلاه فراشى ) كه از آن درازتر و استوانه‌شكل ساخته ميشد . ( كلاه بختيارى ) كه قسمت بالاى آن پهن و هر چه به دهانه ميرسيد جمع‌تر ميگرديد . ( كلاه تخم‌مرغى ) شبيه نصف تخم‌مرغ ، و دو سه نوع ديگر ميان اين اقسام كه رفع ايراد مشترىهاى ايرادى نمايد و مجموع اين كلاهها از سه رنگ قهوه‌اى و سياه و سرخ جگرى تهيه ميشد كه مرغوب‌ترين آنها رنگ قهوه‌اى بود كه در تركيب « نيمچه بختيارى » كسبه و داش‌مشدىها بسر ميگذاشتند و بعد از اينها كلاه ( فينه ) كه از رنگهاى قرمز و سياه درست ميشد و منگوله از بالايش آويخته دور آن شال سبز يا سياه بسته ميشد كه نوحه‌خوانها و مداح‌ها و با عمامه‌ى شير و شكرى ، بعضى تجار بسر ميگذاشتند . قيمت اين كلاهها از پنج شش شاهى تا دو قران و دو ريال بود كه اعلاى آن از كرك خالص ساخته شهرى پسند گفته ميشد و داش‌مشدىها مشترى آن بودند . كلاههاى ديگرى با قيمت‌هاى بالاتر نيز بود كه هر يك طالبانى مخصوص به خود داشته سفارشى تهيه ميگرديد . كلاه پوستى بعد از كلاه نمدى كلاه پوستى بود كه آن نيز به شكل‌هاى مختلف دوخته و تهيه

--> ( 95 ) . كلاهى بود كه به غير از خاصيت طبيعى ، فايده‌اى طبى هم از آن مترتب بود و به درد معالجهء پستانهائى كه از سرماخوردگى درد گرفته بود مىخورد كه آن را روى پستان مىگذاشتند يعنى پستان را داخل آن كرده مىبستند و درد را ساكت مينمود ، اين در اثر غير قابل نفوذ بودن هوا در آن بود كه سبب توليد حرارت در پستان و در نتيجه رفع درد آن مىكرد .