جعفر شهرى باف
41
طهران قديم ( فارسى )
ارتباطات و رياضيات اروپايى و نجوم و هيئت و موسيقى و ديگر و ديگر و منجمله روش نظامى و قشونى و تعليمات حرب در آنجا تدريس مىگرديد و فرزندان متنفذين و دولتمندان در آن تحصيل مىكردند و بهترين و بارزترين شاگردان را بيرون ميداد . مدرسهاى بود كه مورد مخالفت ناصر الدين شاه قرار گرفته ميگفت : ( اينطور كه پيداست اگر به همين علم و اطلاع شاگرد بيرون بدهد كسى ديگر به حرف ما گوش نخواهد كرد ) . در آشپزخانه ديگر در آشپزخانه كه به در احمد شاهى معروف بود و آن كوچهء عريضى در محل خيابان شمالى وزارت دارايى فعلى بود كه با درى از خيابان ناصريه جدا ميگرديد و آشپزخانه خدمهء اندرون شاهى در آن قرار داشت و امروزه به صورت بنگاه دارو پخش درآمده است . بعد از آن ديوار چينهاى « 79 » لب كنگره با برج قراولى اندرونشاهى و بعد از آن دو دكان بزرگ به نام تجارتخانه كاشانى كه صورتى مانند سمسارى و عتيقهفروشى داشت و عكسهاى قلمى بزرگان و رجال گذشته و حال را زير سبات دكان از طرف بيرون كوبيده بود در معرض تماشا گذارده بود و پس از آن « مبال رئيس » « 80 » كه مستراح عمومى خيابان بود و بعد از آن قهوهخانه پنجهباشى « 81 » و چند دكان و « در هيئت وزرا » « 82 » و تقريبا در همينجا خاتمهء خيابان ناصريه كه بعد از آن تا سه راه مسجد شاه ، پشت بازار كنار خندق و مخروبه و جزو خيابان اصلى بشمار نمىآمد .
--> ( 79 ) . خاك تنها را كه گل كرده و با پا ماليده و به روى هم گذاشته از آن ديوار بالا ميبردند . هر رگ اين ديوار يك مهره و هر مهره نيم ذرع كه بايد خشك شده مهره ديگر برويش ميگذارند و زيادتر به كار ديوارهاى بلند مانند ديوار يخچال مىآمد . ( 80 ) . مستراحى عمومى به نام مبال رئيس كه شرحش در جاى خود آمد . ( 81 ) . اسم صاحب قهوهخانهاى از فراشهاى دولتى با درجهء ( پنجه ) گى كه پنجاه نفر را رياست داشته بود . ( 82 ) . درى بزرگ با سر در هلالى و ايوانى آيينهكارى مشرف به ميدان شمس العماره كه ( در وزرا ) ناميده مىشد .