جعفر شهرى باف
444
طهران قديم ( فارسى )
مىريختند و ( سير ) و ( نيمسير ) و ( من ) و ( چارك ) مىفروختند . زدن نمك براى آن بود كه از فساد و گندزدگى آن جلوگيرى شود و طعمى مطبوع پيدا نمايد ، اما زيادتر از جهت آن كه بر وزنش بيفزايد و جنبهء تجارتى كه نمك خروارى سه قران بجاى تنباكوى يك من سه قران به فروش مىرفت داشته باشد . نوع ويژهء آن نيز بود كه گرانتر به فروش مىرفت ، به اين صورت كه نبريدهء آن را مصرفكننده خود برده طبق سليقه پرورده تربيت مىنمود و اين از برگهاى دستچين سوا كرده بود كه تا يك من چهار قران به فروش مىرسيد و براى اين كار هر كس هم قاعدهاى مخصوص به خود داشته كه يكى آن را كمى آب نمك زده مىخواباند و يكى آن را نيمكوب كرده با آب چاى مىخيساند و بعضى جهت رفع گرمى و خشكى آن آن را شسته با برگ گشنيز خشك مخلوط مىكردند و قليلى هم كه جهت نشئه زيادتر آن را در شراب مىخيساندند يا با شراب نمزده بعد مصرف مىكردند و بريدههاى نازكتر آن كه از برگهاى لطيفتر حاصل مىشد به صورت توتون سيگار درمىآمد . خاكههاى تنباكو و كوبيدهء ساق و برگ آن توتون بود كه به مصرف چپق مىرسيد و اين امتعه در فروشگاههاى بزرگ مانند همين توتونفروشى حاج غلامحسين توتونى در گونىها و جانخانى « 69 » ها كنار ديوارها دسته شده ، و ساخته و آمادهء آنها را در گونىهاى كوچك سه منى و پنج منى و كيسههاى كوچك مخصوص بنام ( گيروانكه ) « 70 » در قفسهها و پيشخوانها مرتب گرديده در معرض فروش قرار مىگرفت . نوع صحيح اين تجارت آن بود كه برگ توتون و تنباكو را دست اول خريده مرغوب و نامرغوب كرده در اختيار فروشندگان دست دوم و مصرفكننده بگذارند و نوع غير صحيح و مغشوش آن اينكه بطوريكه گفته شد هر چه بيشتر آب نمك غليظ و كوبيدهى برگ خشك درختان ، كه بهتر از همه ، برگ درخت چنار بود . و خاك اره و خاك كاه و مثل آن داخل ميكردند و بعد از همه ( پهن ) « مدفوع اسب » كه بعد از برگ چنار بهتر از آن بوده ، رنگ شبيه توتون روشن داشت و با آن تطبيق مينمود .
--> ( 69 ) . ظرفى مانند جوال اما به چند برابر آن از جنس پشم يا پنبه يا علف جهت حمل بارهاى پوك سبك - وزن مانند كاه ، سوخت و پهن . ( 70 ) . پاكت يا كيسه يا ظرفى كه حدود دوازده سير محتوى داشته باشد .