جعفر شهرى باف

435

طهران قديم ( فارسى )

زمستان و براى هر نفر يك لامپاى كوتاه نمره هفت كه در شب‌كارىها جلويشان قرار مىگرفت . دستورات استفاده از كفش هيچ كفشى بدون اطلاعات كافى و انجام دستورات كفاش قابل استفاده نميگرديد و اين تكاليف بود كه بايد مشترى رعايت مينمود : اول پاشنه آن را نعل يا ميخ بكوبد و الا متلاشى ميگرديد « 48 » . دوم ؛ تنگ آن را در آب زده بپوشد و گشاد آن را در سرپنجه‌هايش پنبه يا كهنه بگذارد . سوم ؛ چنانچه پشت پاشنه‌اش كوتاه و پا در آن قرار نگرفته لف لف مىكند بدهد باريكه‌اى چرم نرم يا تيماج به لبه‌ى پشت پاشنه‌ى آن مغزىدوزى بكنند و هر آينه قوزك پا را زده مجروح بكند خودش يكى دو لا مقوا بريده از داخل زير پاشنه بكوبد . همچنين براى رفع ايراد تنگ و گشادى خود كفش و سرپنجه و غيره ، اگر تنگ بود بدهد به پنبه‌دوز تا قالب زده يك شب در قالب بگذارد و اگر گشاد بود محل نگذارد كه آفتاب خورده خودش جمع مىشود ، و پاسخ تا به تا بودن هم اين بود كه كفش حتما بايد تا به تا باشد و الا اگر دوزنده جفت بدوزد مادرزنش خواهد مرد و براى پوشنده هم خوش‌شگون نميباشد ! باقلا پلويى حاج محمود چنانچه در ابتداى مطلب بازار ارسىدوزها گفته شد اين بازار منحصر به صنف كفاش بود و بس و كاسب متفرقه‌اش يكى دو دكان ميخ و چرم‌فروشى بود كه باز همبسته به آن مىآمد و دو سه كلاهدوزى و كلاه‌مالى و دهانه‌اى با داخلى وسيع تيمچه مانند توتون‌فروشى ، و پلويىاى در اول بازار كه ابتدا فقط همان باقلاپلويى

--> روغن‌مال مىكردند . حجرات طلاب مدارس دينى نيز در روزهاى زمستان با اين نوع در يعنى كاغذ لق پوشيده مىشدند . ( 48 ) . پاشنه‌ها عموما از خرده‌هاى ميشن و مقوا بود كه بدون نعل دوام نمىآورد . اين پاشنه‌ها را شاغلينى بنام نعلكى چسبان درست مىكردند و كفش‌هاى رسمى و چرمى با آن پاشنه‌بندى مىشدند .