جعفر شهرى باف

436

طهران قديم ( فارسى )

و اواخر چلوخورش را هم به آن اضافه كرده بود . دكانهاى چلويى از جمله همين دكان تا قبل از حكومت پهلوى كه دستور ميز و صندلى براى آنها صادر شد قيافه‌اى باستانى داشتند كه مردم در آنها براى صرف غذا به روى زمين مىنشستند بدين قرار : اين دكان‌ها چه بزرگ و چه كوچك دور تا دورشان به اندازه يك ذرع بلندتر از زمين سكوبندى شده بالا آمده بود كه روى آن را حصير يا نمد يا قاليچه گسترده مشترى را روى آن مىنشاندند و تا با كفش به روى فرش نرفته آن را آلوده و كثيف نكند ، زير اين سكوها طاقبندىهايى به صورت كته ساخته شده بود كه كفشهاى مشترىها در آنها گذاشته ميشدند و ما با تصوير همين دكان آن را نمونهء ديگر دكانهاى چلو ، پلويى قرار مىدهيم : وسط آن حوض آب كاشىكارى كوچكى بود كه هم براى زينت بود و هم به كار دست شستن مشتريان مىآمد و ديوارهاى آن تا قد يك آدم با كاشىهاى بزرگ عكس برجسته كاشى چسبانى شده بود كه هر صبح دستمال تر كشيده شده جهت جلا و جلوه با پارچه روغنى پرداخت و براق مىگرديد و بالاى آن تابلوها و پرده نقاشىهاى جوراجور قلمكار كوبيده و جابجاى آنها طاقچه‌هاى چوبى كه شيشه نيزه‌اىهاى شربت‌آلات به روى آن‌ها چيده شده بود و عقب دكان بساط و كوره‌ى كاشىكارى شده‌ى ديگ و ديگچه‌هاى پلو ، چلو و خورش و عقب آن انبار سوخت و اجاق و خود آشپزخانه كه در آنجا غذا پخته و حاضر شده براى فروش جلو بساط ميآمد . در بعضى دكانها اين بساط جلو دكان ، يعنى در معرض ديد قرار مىگرفت كه پاتيل‌هاى گوشت و خورش و ديگ‌هاى چلو و پلو و پياله بشقاب‌هاى آن برابر انظار نهاده مىشد و چراغهاى متعدد و زنگ و گوى و قنديل و پر طاووس و غيره كه بساط را زينت مىنمود . تعارف به مشترى از يكساعت به ظهر كه غذا حاضر شده از آشپزخانه به روى بساط مىآمد چراغ جلو دكان كه نشانهء آماده بودن غذا و قبول مشترى بود روشن شده آويزان مىگرديد و متصدى ( بفرما ) كه يكى از شاگردان صدادار مردم‌شناس بود جلو دكان