جعفر شهرى باف
431
طهران قديم ( فارسى )
بىاعتقادى و بىدينى و شهرت به فسق و فجور او ميديدند كه هر شب جمعه در زواياى حضرت عبد العظيم داخل هيئتهاى احياء و سينهزنى بسر مىبرد اما يا خوابيده يا به بيتوته مىگذراند و چون از او سؤال مىكنند تو كه نماز نمىخوانى و واجبات بجا نمىآورى شب زندهدارى و احياى شب جمعههايت براى چيست ؟ جواب مىدهد براى اينكه در هفته لا اقل يك شب بتوانم از دست زنهايم فرار بكنم ! قيمت كفش قيمت كفشها به نسبت كوچكى و بزرگى از جفتى پنج شاهى ، دهشاهى « 36 » كه بچگانهء ( چسك ) بود شروع مىشد تا اروسىهاى سگكى پسرانه و دخترانه و زنانه و كوچك پا كه از سى شاهى ، دو قران تا به سه چهار قران مىرسيد و اروسىهاى زنانه مردانهء رويه شبرو زيره فرنگسيس عالى موم داغ كردهء فرنگىدوز كه از هفت هشت قران تا يك تومان دوازده قران بود و نهايت قيمتشان اگر مردانه « 37 » و سفارشى و پركار بود دو تومان تا سه تومان بود و به بالاتر از آن نمىرسيد و تقريبا بين دو تا سه سال هم دوام مىنمود . اجرت دوخت به همين نسبت اجرت دوخت كفشهاى پسرانه و زنانهء رسمى از جفتى ده شاهى تا چهار عباسى بود و مردانههاى رسمى « 38 » كه جفتى سى شاهى « 39 » مزد داشت و فرنگىدوزى زنانهاش دو قران تا دو ريال و مردانهاش تا چهار قران بود يعنى در هفته چهار تا پنج تومان اجرت سه نفر كه در هفته چهار تا پنج دستهء ده جفتى كار برسانند و هفتهاى پانزده ، بيست تومان اجرت سه نفر كه به همين مقدار كار
--> ( 36 ) . نيم ريال . ( 37 ) . معمولا كفش مردانه از آنجا كه دو برابر زنانه مصالح ميبرد قيمتش زيادتر بود ، بر خلاف امروز كه زنانههايشان با آنكه يك دهم مصالح مردانه نميبردند به چند برابر قيمت مردانه فروخته ميشدند . ( 38 ) . معمولى ، چرمى . ( 39 ) . يك ريال و نيم .